گسست
گسست

گسست

نشر هزاره ققنوس
قیمت: ۶۸۰,۰۰۰ ریال

هستی در اوج جوانی درمی یابد همسرش حامد مبتلا به آلزایمر شده است. ظهور بیماری آلزایمر در سن چهل و دو سالگی، پدیده ای نادر در پزشکی است اما همین امر زندگی عاشقانه ی شیرین هستی و حامد را به چالش می کشد و از استاد فرهیخته ی ادبیات دانشگاه، مردی خانه نشین و از همسرش که وکیلی پرکار است، مراقب و پرستار می سازد.

«گسست» داستان افول انسانی است که زندگی را به تمامی زیسته است، اما به لحاظ از دست دادن تدریجی قدرت مغز ، در سراشیبی رو به زوال می افتد و از آن جا که بیمار مردی اهل ادب و معناست، حتی در از دست دادن تدریجی عقل خود، مسیری همراه با شاعرانگی و متانت طی می کند.

گرچه به بهانه ی موضوع داستان، به مسائل وجودی آدمی از قبیل مرگ و زندگی، عشق و فرزند آوری، تنهایی و رابطه، معنا و ایمان، از نگاهی متفاوت پرداخته شده و بیش از آنکه توضیح و نظری در میان باشد،پرسش هایی جدی مطرح شده است؛ اما تلاش شده در عین روایت رنج های انسانی که از «زمان» گسسته است و دیگر تعلقی ندارد و چون تعلقی ندارد، بی وزنی مطلق را در زندگی تجربه می کند، یکسره تلخ و تاریک نباشد.

هستی همسر حامد که ناظر مسیر رو به زوال معشوق و استاد سابق خود است، می کوشد لابه لای همه ی رنج های حامد، معنایی بیابد تا مجموعه ی داستان را تاب بیاورد.
محمد، همکار و دوست دیرین حامد، تنها یاور هستی در گذران روزهای بی معنای بیماری حامد است.

«گسست» یک پرسش مهم پیش روی ما می گذارد:

آن جا که سلول های مغز رو به تحلیل می روند، آن جا که انسان قدرت تجزیه و تحلیل و قضاوت و برقراری ارتباط را از دست می دهد، آن جا که رابطه ی فرد با «زمان» می گسلد و تعلقات زندگی یکی یکی در چشم فرد بی معنا می شوند، آن جا که «بی زمانی» به «بی قراری» دردناک فرد منجر می شود، کدام ذخیره ی معنا یا ایمان، کدام عشق یا کدام خاطره، به آدمی قدرت تحمل زندگی را می بخشد؟

آلزایمر بیماری قرن پیش روست‌. بیماری ای که تاریخ، رابطه و تعلقات را از انسان را می گیرد و او را به ورطه ی هولناک «بی وزنی» و «بی تعلقی» می افکند.

«زوال عقل و حافظه» ما را دعوت می کند در انسان و ماهیت او یک بار دیگر دقیق شویم و از خود بپرسیم کدام عنصر است که به زندگی انسان معنا می دهد:

عشق؟ ایمان؟ میل مطلق به زیستن؟ ذخیره ی آگاهی؟ مرگ؟ بی ثباتی؟ حافظه؟ خاطره؟….

کدام یک از این هاست که بین ما و جهان، بین ما و دیگری، بین ما و خودمان پل می زند و زندگی را معنا دار می کند؟

«گسست» مجموعه روایت های پراکنده ای است از بیماری حامد. شاید بهتر آن باشد که بگوییم مجموعه روایت های پراکنده ای است از «هستی» ، که عاشق و معشوق حامد است و همزمان پرستار و تنها مراقب او که می کوشد بی معنایی زندگی حامد را تاب بیاورد.

مولفین و انتشارات
تمامی نتایج پروفایل‌ها
رویدادها
تمامی نتایج رویدادها
در ویترین
تمامی نتایج ویترین