پدرکشی
پدرکشی

پدرکشی

نشر چشمه
قیمت: ۱۸۰,۰۰۰ ریال

از متن کتاب:
روز تولدش در آینه نگاه کرد و از خود پرسید «آیا من خواستنی‌ام؟» امکان نداشت پاسخ آن سوال را بداند. فقط احساس می‌کرد کم‌تر از قبل زشت است. آکنه روی صورتش ناپدید شده بود و جای خود را به ریشی داده بود که شایستگی‌ تراشیده‌شدن با ریش‌تراش را داشت.

نورمان پاکتی را به سمت او گرفت و گفت «بیا، کادوِ تولدت.»

درون پاکت جو بلیت جشنواره بِرنینگ مَن را دید و با خود گفت «ببین بلیت رو هم از دست کی گرفته‌م!»

۲۸ اوت آن سه ۱۷۰ کیلومتر مسافت بین رینو و بلک راک‌سیتی را طی کردند. دو ساعت در جاده بودند و در بخش ورود به محل برگزاری جشنواره به‌خاطر صف طویل اتومبیل‌ها چهار ساعت معطل شدند.

پاسی از شب گذشته بود که بالاخره رسیدند. به‌سرعت چادرشان را سرهم و نصب کردند و بالافاصله خوابیدند. حدود ساعت یازده صبح جو از چادر بیرون آمد و بعد از آن‌همه انتظار به کشف محل برگزاریِ بزرگ‌ترین و پرسروصداترین جشنواره آن‌زمان پرداخت: بیابان بلک‌راک؛ گودالِ عظیمِ دهانه یک آتشفشان، پوشیده از غبار سفید و احاطه‌شده با کوه‌هایی باریک و لاغر.

نه نشانه‌ای از زندگی یافت می‌شد و نه ساختمان و سازه‌ای بیرون از فضای بزرگ اردوگاه دیده می‌شد. جو بیهوده در جست‌وجوی یک کاکتوس، مار، کرکس یا حتی یک مگس چشم می‌چرخاند. نه جاده‌ای در کار بود، نه درپایی. آن‌جا جز شن چیز دیگری وجود نداشت.

جو با اطمینانی که دو سال در خود حفظ کرده بود، با خود گفت «پس قراره اولین تجربه‌م این‌جا باشه.» آن‌جا با حال‌وهوای فرازمینی‌اش به نظرش فضایی ایده‌آل بود: رابطه عاشقانه باید چیزی می‌بود متعلق به سیاره‌ای دیگر.

مولفین و انتشارات
تمامی نتایج پروفایل‌ها
رویدادها
تمامی نتایج رویدادها
در ویترین
تمامی نتایج ویترین