زیر انگشت های تشریح
زیر انگشت های تشریح

زیر انگشت های تشریح

نشر ایهام
قیمت: ۲۲۰,۰۰۰ ریال

چاپ دوم

"زیر انگشت‌های تشریح" اولین مجموعه‌ی شعر موزون رحمت‌اله رسولی‌مقدم است. این کتاب توانست جایزه‌ی ملی غزل(جایزه حسین جلال‌پور)، مقام شایسته تقدیر جایزه‌ی کتاب سال شعر جوان(جایزه‌ی قیصر امین پور) و نامزدی نهایی جشنواره شعر فجر را از آن خود کند.
او در غزل‌های کتاب خود به لحاظ فرم، زبان، محتوا، تکنیک و ایدئولوژی، نگاه تازه و حرف‌های تازه‌‌ای را ارائه می‌کند، که هم به شکلی بنیادین، از کلیشه‌ها فاصله گرفته است و هم به‌رغم خصلت غریبگی هر حرکت تازه، به شکلی موثر با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند.
سال‌ها جریان‌های نوپرداز، غزل را (به خاطر تحمیلات قالب و قافیه به اندیشه) فاقد فاکتورهای لازم برای زیستن جهان امروز می‌دیدند، اما شاعران نوپرداز در غزل امروز، شکلی از غزل را معرفی می‌کنند که با به‌کارگیری تواَمان زبان و اندیشه و فرم و محتوا، نقاط ضعف غزل را پوشش می‌دهند که رحمت‌اله رسولی مقدم از جمله‌ی آنهاست. این نوع غزل علاوه بر مغازله، به فلسفه، علم، هنر، موسیقی توام درونی و بیرونی و فکر و عاطفه‌ی ملازم نیز مجهز است و جهان امروز را به نحو مطلوب‌تر و کامل‌تر از آنچه که جریان‌های دیگر، به تصویر کشیده‌اند، زندگی می‌کند.
این کتاب شامل ۳۴ شعر موزون بلند است که در ۹۴ صفحه توسط انتشارات ایهام به چاپ رسیده است.

با هم شعری از این مجموعه را می خوانیم:

گل‌های روسریت و گلِ مویت
جمع شکوفه‌های هلو هستند
این بادها که سمت تو می‌آیند
بازاریان تاجر مو هستند

ای زن که روبه‌روی منی! شعری!
وقتی که در گلوی منی شعری
مشغول زیر و روی منی شعری
این‌قدر بیت‌های تو رو هستند

خواب ملافه‌های سفیدت را
این چشم‌ها ندیده و می‌گویند
وقتی خیال و خواب تو را دارند
روی لحافی از پر قو هستند

گل کرده بوسه‌های تو گویی که
گل داده از تو نقش پتویی که...
داریم می‌رویم به سویی که
برداشت‌های قافیه "سو" هستند

ای "دست‌هات" ملک سلیمان را
از دست‌دادن تو امیران را
رو می‌کنم پس از تو به رسوایی!
گاهی امیرها تتلو هستند!!

من را بکش به دانه‌ی بی‌دامت
من را بکش به جوخه‌ی اعدامت
من را بکش به کام-ترین کامت
تا دست‌هام توی کشو هستند

گل‌های یخ به پیرهنِ برفی
در گردشند گرد تنت برخی
دور جهانِ گریه که می‌چرخی
ای...چشم‌هااات...مارکوپولو هستند!

ای چشم‌هات شعر بلندی که
هر بند آن رسیده به بندی که
چشم از هزار حرف ببندی که
ته بندهاش توی گلو هستند

بنویس با شکسته‌ی نستعلیق
مقصود عشق، مثله نبود از تیغ
می‌خواست خوش نوشته شوی با درد
این زخم‌ها برای رفو هستند

مولفین و انتشارات
تمامی نتایج پروفایل‌ها
رویدادها
تمامی نتایج رویدادها
در ویترین
تمامی نتایج ویترین