سیاه مست سایه تاک
سیاه مست سایه تاک
منتشر شده در ۱۳۹۷/۱۱/۲۱

مجموعه قصائد مرتضی امیری اسفندقه با عنوان «سیاه مست سایه تاک» از سوی انتشارات شهرستان ادب به چاپ رسیده است.

این کتاب شعر خواندنی شامل ۱۰۰ قصیده از امیری اسفندقه است که همگی آنها به شخصیت‌های فرهنگی کشور تقدیم شده است.

این مجموعه شعر که آراسته به طرح جلد زیبایی از «مجید زارع» است، شامل دو دفتر با عناوین «چین کلاغ» و «سوا شب» است. دفتر قصائد «چین کلاغ» که بخش نخست مجموعه را دربرمی‌گیرد، شامل ۴۴ قصیده است که پیش از این در سال ۱۳۸۳ منتشر و عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران را نیز به دست آورده بود. این مجموعه بیش از دوازده سال بود که تجدید چاپ نمی‌شد.

دفتر قصائد «سوا شب» نیز عنوان تازه‌ترین قصائد منتشر نشده از مرتضی امیری اسفندقه است که در قالب ۵۶ قطعه در این کتاب گردآوری شده است. «سوا شب» نیز همچون بسیاری از عناوین کتاب‌های دیگر امیری اسفندقه نامی بومی و به گویش اسفندقه‌ای کرمانی، به معنای «فردا شب» است.

از جمله شخصیت‌های فرهنگی که در این کتاب قصیده‌ای به آن‌ها تقدیم شده است می‌توان به دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، زنده‌یاد خسرو شکیبایی، دکتر محمود مهدوی دامغانی، دکتر سیدعلی موسوی گرمارودی، دکتر بهاءالدین خرمشاهی، استاد علی انسانی و استاد مفتون امینی اشاره کرد.

در ادامه قصیه واره اسفند را با هم می خوانیم که به استاد محمدرضا شفیعی کدکنی تقدیم شده است.

از راه فراز امده با هلهله اسفند
وقت است که از نو بسرایم غزلی چند
در بارش خنیاگر باران بنشینم
خالی شوم از دغدغه و حیله و ترفند
بی خویش رها باشم از این کنج نفس گیر
با رقص برونآیم از این خانهی در بند
اسفند فراز آمده تا مشعلی از شعر
در سینه ی افسرده ام از نو بفروزند
تا چند توان خورد ز هر حادثه رودست؟
تا چند توان بود به هر فاجعه پابند؟
اسفند خبر میدهد از رویش نوروز
از رویش نوروز خبر میدهد اسفند
اسفند مگو سایه کش فصل بهار است
این تهمت بیهوده به این باکره مپسند
اسفند بهاریست در آغوش زمستان
چون آتش پنهان شده در جان دماوند
آیینه فرومی‌چکد از ابر در این ماه
میروید از آغوش زمین پونه ی پیوند
اسفند دل انگیزترین حادثه ی سال
اسفند طربناکترین ماه خداوند
اسفند مرا عیدی و اسفند مرا عید
اسفند مرا شربت و اسفند مرا قند
اسفند فریباست مبادا بخورد چشم
تا چشم بدش کور شود-دود کن اسفند
اسفند مرا میدهد از خویش رهایی
اسفند رها میکندم از زن و فرزند
این ماه مرا وعده نباید به کسی داد
این ماه ندارم خبر از چون و چه و چند
این ماه ندارم هنر توبه و پرهیز
این ماه ندارد اثری در دل من پند
از نغمه ی خیام نشابور-پر از شور
با زمزمه ی خواجه ی شیراز،سرم بند
این ماه من و سیر در آفاق طبیعت
این ماه من و من من و آزادی و لبخند
این ماه چه ماهیست که شفافم و روشن؟
این ماه چه ماهیست که خوشحالم و خرسند؟
گفتند که دوران قصیده سپری شد
ما را خبری نیست از این قصه که گفتند
ما حوصله ی توبه از این شیوه نداریم
ما دل نتوانیم از این زمزمه برکند
در سینه ی من دغدغه ی کهنه و نو نیست
من شاعرم از پای مرا شعر در افکند
*
من شعر طلب میکنم و تشنه ی شعرم
و آن شعر چه از خاک بخارا،چه سمرقند
آن شعر چه در دامنه ی سرخوش البرز
و آن شعر چه در قلّه ی جادویی الوند
شعری که شریف است چه کهنه،چه نوآیین
و آن شعر چه از خاک خراسان،چه نهاوند
آیینه ی من طبع طرب جوش شفیعیست
آن کس که چنین شور در این شعر پراکند
آن کس که ندیدیم در این عصر سترون
در شاعری و زمزمه مانندش مانند
در کهنه غزل گفته غزلهای دل انگیز
در نو-سخن آورده سخنهای خوشایند
برده به سر چشمه ی شعر دریم باز
دادست به این چشمه ی سرشارم سوگند
نو رسته نهال سخن و شعر جوان را
بر نخل تنومند گذشته زده پیوند
چشمان من و جلوه ی این جاذبه ی پاک
دستان من و میوه ی این نخل برومند
شیدای من!ای شیفته ی شاعری و شعر
چندیست که خاموشی و خاموشی یک چند
زنده سخن سالم و سرشار دری را
کس نیست در این معرکه مانندتو پازند
برگرد دگرباره به آغوش خراسان
برگرد دگرباره به این خاک گل آکند
تا شعر بریزیم تو را در قدم سبز
تا شعر بنوشیم از آن طبع خردمند
تجریش کجا و نفس سرخوش کدکن؟
شبگیر نشابور کجا و شب دربند؟
صحبت سر اسفند و طربناکی آن بود
اسفند من اسفند من اسفند من اسفند

شما می توانید این کتاب را از ویترین آنلاین نبض هنر تهیه نمایید.

مولفین و انتشارات
تمامی نتایج پروفایل‌ها
رویدادها
تمامی نتایج رویدادها
در ویترین
تمامی نتایج ویترین