جشنواره ی شعر فجر و محفل تهران
جشنواره ی شعر فجر و محفل تهران
منتشر شده در ۱۳۹۶/۱۲/۲

ساعت 19 جمعه 27 بهمن ماه سومین و آخرین نشست از محفل تهران به مناسبت جشنواره ی شعر فجر برگزار شد. در این جلسه که جمعی از بهترین شاعران سال های اخیر کشور حضور داشتند غلامرضا طریقی غزلسرای محبوب وظیفه ی اجرا را بر عهده داشت. مراسم با پخش سرود ملی و آیاتی چند از کلام الله مجید آغاز شد و سپس ویدیوی پیام دکتر سید عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی که در کرمانشاه توسط مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی کشور قرائت شده بود، به نمایش گذاشته شد. بخشی از این پیام به شرح زیر است:
«شعر» هنر ملی ایرانیان برای ابراز اندیشه‌ها و عواطف پاک انسانی و الهی مردم این سرزمین بوده است. در همه‌ زمان‌ها میراث عظیم تمدن ایرانی-اسلامی با شعر شناخته می‌شود.
حکیم ابوالقاسم فردوسی حماسه را با حکمت درآمیخت. خیام نیشابوری دانش و فلسفه را به شعر پیوند زد. مولانا جلال‌الدین، آموزه‌های قرآنی و عرفانی را با شعر خویش به آفاق برد. مصلح‌الدین سعدی شیرازی آداب انسان بودن را به ادب و ادبیات گره زد و خواجه حافظ شیرازی معنویت را با زبان شعر برای همه‌ اعصار به یادگار گذاشت. این آسمان سرشار از ستاره‌های پرفروغی است که درک عمق اندیشه و حکمت آن نیازمندگذران روزها و شب‌های بسیار است. »
دلیل انتخاب کرمانشاه به عنوان محل افتتاحیه شعر فجر همدردی با مردم زلزله زده ی این شهر عنوان شد.
در این برنامه شاعران مطرح کشور ازجمله میلاد عرفانیان ، امید مهدی نژاد، سمانه کهرباییان، امید روزبه، علیرضا قزوه ، مجتبی صادقی، مریم جعفری آذرمانی ، علیرضا بدیع ، رسول پیره ، جواد زهتاب ، مرتضی امیری اسفندقه، مهدی فرجی ، میثم بهاران ، حامد عسکری، مجتبی خرسندی و امیرعلی سلیمانی به شعرخوانی پرداختند.
مریم جعفری آذرمانی غزل زیر را برای حاضران قرائت کرد:

به جای تنبک دو دست را بر سرت بزن تا مگر برقصم
به برکت سازهای ممنوع پشت هفتاد در برقصم
مجوزی هست توی صندوق کهنه ی بی صدای مادر
در آور و نت به نت بسوزان که بعد از این شعله ور برقصم
پدر به ساز کسی نرقصید من چرا لج کنم که از من
هزار رقاص در می آید اگر به جای پدر برقصم
کلاه تنگی سرم کشیدند تا تنم از رمق بیفتد
بیا مگر بشنوی ببینی که می شود کور و کر برقصد
وحید این سنگ مال من نیست قبر من صاف تر از این بود
شکسته تر کرده اند آنرا که عشوه انگیزتر برقصم
ببین قیامت شده است دنیا پل صراطی بیاور اینجا
که حاضرم با تو پیش چشم هزار میلیون نفر برقصم

و سمانه کهرباییان سروده‌ی زیر را به حضار تقدیم کرد:

در زمینی به دنیا بیایی که از قدوم تو بیزار باشد
در زمینی که نام تو دشنام دین روی تو عار باشد
راه دیگر کسان نرم و هموار راه تو سخت و دشوار باشد
هر چه خواهند قانون بازی هر چه گویند معیار باشد
در زمینی که هر چیز نیکو بی گمان سهم اغیار باشد
در نبردی که پایت به زنجیر دست هایت گرفتار باشد
در نبردی که آوار سنت روی دوش تو سر بار باشد
سر بکوبی مگر در گشایی پشت در باز دیوار باشد

رسول پیره نیز پیش از شعرخوانی، با سخنانش فضای عاطفی عمیقی ایجاد کرد که بخشی از آن سخنان را می‌خوانیم:
بالاخره آمبولانس بهشت زهرا که غمگین ترین ماشین خیابان است ، پایش به کوچه ی ما هم باز شد و سوره ی تکویر با صوت عبدالباسط ضبط صوت کوچک را از قیامت ترساند. دانشمندی نوشته است هیچ محبتی از بین نمی رود، تنها از شکلی به شکل دیگر. شاید این گلدان بنفشه ی پشت پنجره دلتنگی های یک روز مادرم باشد. شاید آن اذان دور نفس پاک صاحبدلی همین نزدیک و شاید همه ی چشم هایی که برایت گریستند، شاخه های درختی باشند که از بهار بیرون مانده...

این نشست روز جمعه 27 بهمن ماه از ساعت 18:30الی 20:30 در موزه‌ی قرآن برگزار شد.

مولفین و انتشارات
تمامی نتایج پروفایل‌ها
رویدادها
تمامی نتایج رویدادها
در ویترین
تمامی نتایج ویترین