روز و شب یوسف
روز و شب یوسف

روز و شب یوسف

نشر نگاه
قیمت: ۵۰,۰۰۰ ریال

سایه‌اى دنبالش بود. همان سایه همیشه. سایه، خودش را در سایه دیوار گم مى‌کرد و باز پیدایش مى‌شد. گنده بود، به‌نظر یوسف گنده مى‌آمد، یا این‌که شب و سایه ـ روشن کوچه‌ها او را گنده، گنده‌تر مى‌نمود؟ هرچه بود، این سایه ذهن یوسف را پر کرده بود. چیزى مثل بختک بود. هیکلش به اندازه دو تا آدم معمولى به‌نظر مى‌رسید. یوسف حس مى‌کرد خیلى باید درشت استخوان و گوشتالو باشد. مثل یک گاو باد کرده. گاوى که پوستش را با کاه پر کنند. شکمش لابد خیلى جلو آمده است. مثل شکم گاو. حتمآ ــ پیراهنش، آن‌جا که روى شیب شکمش را مى‌پوشاند، چرک و کثیف باید باشد. مثل چرم. تسمه کمرش باریک باید باشد. کهنه باید باشد. تسمه باریک و کهنه باید روى نافش نشست کرده و شکم ورم کرده‌اش را دو نیم کرده باشد. یک نیم تنه گشاد باید تنش باشد. نیم‌تنه‌اى که آستین‌هایش از دست‌ها بلندترند. دست‌هاى چاق، با انگشت‌هاى کوتاه. دست‌هایى مثل گوشت مانده گاو کبود، باید باشند. رگ‌هاى دست‌ها توى گوشت‌ها گم باید باشند. پشت دست‌ها، روى ساق، بازو، سینه و سردوش‌هایش باید خالکوبى باشد. خال‌هاى کهنه و کمرنگ. کمر شلوارش لابد گشاد است و تسمه‌اى که محکم روى شکمش بسته شده، دور خشتک و جلوى شلوارش را چین انداخته و پاچه‌هایش تنگ است. سر زانوهایش کثیف و چرب باید باشند. شاید ساییده هم شده باشند. نخ‌نما شده. ــ کفش‌هایش هم، پاشنه‌هایش باید ساییده شده باشند. شاید روى کفش‌ها هم، بالاى پنجه‌ها ترک برداشته باشد. کفش‌هایش باید خشک باشند. باید خیلى کارکرده باشند و… .

مولفین و انتشارات
تمامی نتایج پروفایل‌ها
رویدادها
تمامی نتایج رویدادها
در ویترین
تمامی نتایج ویترین