«پاتوقها» نوشته جومپا لاهیری و با ترجمه امیرمهدی حقیقت، رمانی متفاوت از نویسنده مشهور آمریکایی ـ هندی است که خواننده را نه با یک داستان پرحادثه، بلکه با مجموعهای از لحظههای ظاهراً ساده و روزمره همراه میکند. این کتاب را نشر چشمه منتشر کرده و در مجموعه «جهان نو» قرار گرفته است. چاپ نخست فارسی کتاب در سال ۱۴۰۰ منتشر شده و نسخه چاپی آن ۱۳۸ صفحه دارد.
لاهیری این رمان را نخست به زبان ایتالیایی نوشته است. اثر در سال ۲۰۱۸ با عنوان Dove mi trovo در ایتالیا منتشر شد و نویسنده بعدها خودش آن را به انگلیسی ترجمه کرد و در سال ۲۰۲۱ با عنوان Whereabouts منتشر شد. انتخاب زبان ایتالیایی برای نوشتن رمان بخشی از تجربه ادبی مهم لاهیری در سالهای اخیر است؛ نویسندهای که پیشتر بیشتر به زبان انگلیسی مینوشت و در آثارش بارها به مسئله زبان، مهاجرت، جابهجایی و تعلق پرداخته بود.
«پاتوقها» درباره چیست؟
راوی «پاتوقها» زنی بینام است که در شهری بینام در اروپا زندگی میکند. او زنی در میانسالی و استاد دانشگاه است که زندگیاش را در رفتوآمد میان مکانهای مختلف شهر میگذراند؛ از خیابان و میدان گرفته تا کافه، کتابفروشی، محل کار، استخر، فروشگاه و خانه. شهر نام مشخصی ندارد، اما شباهتهای فراوانی با رم دارد؛ شهری که لاهیری سالها در آن زندگی کرده و رمان نیز در ذهن او در همین شهر شکل گرفته است.
رمان از فصلهای کوتاه و مستقل تشکیل شده است. هر فصل معمولاً حول یک مکان یا موقعیت مشخص شکل میگیرد و راوی از خلال حضور در همان مکان، به بخشی از زندگی، خاطرات، روابط و احساسات خود میپردازد. بنابراین اتفاقات بزرگ و پرپیچوخم جای خود را به لحظههای کوچک میدهند؛ یک دیدار، قدم زدن در خیابان، نشستن در کافه یا حتی حضور در یک فروشگاه میتواند بهانهای برای تأمل درباره زندگی باشد.به همین دلیل، «پاتوقها» بیش از آنکه رمانی درباره «اتفاق افتادن» باشد، رمانی درباره «دیدن» و «احساس کردن» است.
شهری که نام ندارد
یکی از مهمترین ویژگیهای کتاب، بینام بودن شهر محل وقوع داستان است. لاهیری عمداً نام شهر را مشخص نمیکند. او در گفتوگویی توضیح داده است که حذف نام مکانها باعث میشود فضا برای خواننده بازتر شود و شهر از یک موقعیت جغرافیایی مشخص فراتر برود. با این حال، ردپای رم در بسیاری از جزئیات کتاب دیده میشود. لاهیری گفته است که رمان در ذهنش در رم شکل گرفته و بخش عمده آن نیز در بازگشتهایش به این شهر نوشته شده است.
این انتخاب باعث میشود شهر در «پاتوقها» هم واقعی و هم ذهنی باشد. خواننده همزمان با یک شهر مشخص روبهروست و با شهری که میتواند تقریباً هر شهری باشد؛ شهری که آدمها در آن زندگی میکنند، از کنار یکدیگر عبور میکنند، به مکانهای آشنا برمیگردند و در عین نزدیکی، اغلب از یکدیگر فاصله دارند.
تنهایی؛ موضوع اصلی رمان
اگر قرار باشد یک مفهوم را بهعنوان مرکز «پاتوقها» انتخاب کنیم، احتمالاً آن مفهوم «تنهایی» است. راوی اغلب تنهاست، اما تنهایی او صرفاً به معنای نداشتن ارتباط با دیگران نیست. او در میان آدمهای مختلف حرکت میکند، با آنها برخورد دارد و گاهی با بعضی از آنها ارتباطی کوتاه شکل میدهد؛ بااینحال، فاصلهای عمیق میان او و جهان اطرافش باقی میماند.
منتقدان انگلیسیزبان نیز این جنبه از رمان را برجسته کردهاند. گاردین کتاب را تصویری از یک زن تنها در شهری بینام دانسته و ساختار آن را مجموعهای از قطعههای کوتاه درباره تجربه تنهایی توصیف کرده است. اما تنهایی در این رمان الزاماً یک وضعیت کاملاً منفی نیست. راوی تا حدی تنهایی را انتخاب کرده و برای آن ارزش قائل است. او یاد گرفته است که چگونه زمان خود را بگذراند، چگونه در شهر حرکت کند و چگونه از فاصلهای مشخص با دیگران زندگی کند. در نتیجه، کتاب میان «تنهایی» و «استقلال» مرزی ظریف ایجاد میکند.
پاتوقها و معنای مکان
عنوان کتاب نیز اهمیت زیادی دارد. مکانهایی که راوی به آنها سر میزند، صرفاً نقاطی روی نقشه نیستند. هر مکان با یک احساس، خاطره یا تجربه همراه میشود. کافه، خیابان، خانه، محل کار، فروشگاه یا ساحل به بخشی از حافظه شخصی راوی تبدیل میشوند.در واقع، یکی از پرسشهای اساسی رمان این است که چه چیزی یک مکان را به «جای خودمان» تبدیل میکند. آیا خانه جایی است که در آن زندگی میکنیم؟ آیا شهری که سالها در آن بودهایم میتواند بخشی از هویت ما شود؟ و آیا ممکن است در شهری آشنا هم احساس بیگانگی کنیم؟
پژوهشهای ادبی درباره «پاتوقها» نیز بر همین رابطه میان فضای جغرافیایی و فضای عاطفی تأکید کردهاند؛ یعنی مکانهای بیرونی در کتاب به احساسات درونی راوی شکل میدهند و تجربه فقدان، تعلق یا بیجایی را منعکس میکنند.
روزمرگی بهعنوان موضوع ادبی
یکی از جذابترین ویژگیهای «پاتوقها» این است که لاهیری از اتفاقات کوچک برای ساختن ادبیات استفاده میکند. در رمان خبری از یک خط داستانی پرشتاب و مجموعهای از حوادث بزرگ نیست. فصلها بیشتر شبیه قابهایی از یک زندگی هستند.
راوی ممکن است در خیابان قدم بزند، به یک کافه برود، در محل کارش حضور پیدا کند یا با شخصی آشنا برخورد کند. اما پشت همین موقعیت ساده، خاطره یا پرسشی درباره گذشته و آینده قرار دارد. این شیوه باعث میشود خواننده به جزئیاتی توجه کند که در زندگی روزمره معمولاً از کنارشان عبور میکنیم. «پاتوقها» نشان میدهد که زندگی فقط از اتفاقات مهم تشکیل نشده است؛ بخش زیادی از تجربه انسانی در همین لحظههای معمولی و فراموششدنی شکل میگیرد.
زبان، سکوت و تجربه نوشتن به ایتالیایی
«پاتوقها» برای جومپا لاهیری از نظر زبان نیز اهمیت ویژهای دارد. او رمان را به ایتالیایی نوشت؛ زبانی که زبان مادری او نبود. این انتخاب بخشی از تجربه ادبی و شخصی لاهیری در مواجهه با زبان ایتالیایی بود.
او در گفتوگویی درباره عنوان اصلی کتاب توضیح داده است که عبارت ایتالیایی Dove mi trovo تنها به معنای «کجا هستم» نیست و میتواند به موقعیت عاطفی و وجودی فرد نیز اشاره داشته باشد؛ یعنی پرسشی درباره اینکه انسان در زندگی و در درون خودش کجا قرار گرفته است. به همین دلیل، مسئله زبان در «پاتوقها» فقط یک انتخاب فنی نیست. زبان تازه به نویسنده امکان داده است که نوع دیگری از صدا و نگاه را تجربه کند؛ صدایی که با آثار انگلیسیزبان پیشین او تفاوت دارد.
جومپا لاهیری؛ نویسندهای میان چند زبان و چند جهان
جومپا لاهیری از شناختهشدهترین نویسندگان معاصر ادبیات انگلیسیزبان است. او در لندن از والدینی بنگالی متولد شد و در آمریکا بزرگ شد. تجربه زیستن میان فرهنگها و زبانهای مختلف در بخش مهمی از آثار او حضور دارد. نخستین مجموعه داستانش، «مترجم دردها»، جایزه پولیتزر را برای او به ارمغان آورد و رمانهایی مانند «همنام» و «سرزمین گمشده» نیز جایگاه او را در ادبیات معاصر تثبیت کردند.
اما لاهیری در دورهای از زندگی ادبی خود تصمیم گرفت به شکل جدی به زبان ایتالیایی روی بیاورد. «پاتوقها» محصول همین چرخش زبانی است؛ کتابی که نشان میدهد نویسنده چگونه میتواند با تغییر زبان، زاویه دید خود به جهان و حتی رابطهاش با هویت را تغییر دهد.
امیرمهدی حقیقت؛ مترجم آثار جومپا لاهیری
امیرمهدی حقیقت از مترجمان شناختهشده ادبیات داستانی معاصر است و ترجمه فارسی «پاتوقها» را بر عهده داشته است. حضور نام او در کنار جومپا لاهیری در نسخه منتشرشده توسط نشر چشمه ثبت شده است.
ترجمه اثری مانند «پاتوقها» به دلیل اهمیت زبان و ظرافتهای ذهنی روایت، کار سادهای نیست. رمان به جای تکیه بر حادثه و گفتوگوهای فراوان، بر مشاهده، لحن و جزئیات حسی استوار است. بنابراین حفظ ریتم آرام و صدای درونی راوی در ترجمه اهمیت زیادی دارد.
درباره نشر چشمه
نشر چشمه از ناشران باسابقه ادبیات معاصر ایران است و «پاتوقها» را در مجموعه «جهان نو» منتشر کرده است. نسخه فارسی کتاب با ترجمه امیرمهدی حقیقت در سال ۱۴۰۰ به بازار آمده و در قالب یک رمان کمحجم، مخاطب فارسیزبان را با یکی از تجربههای متفاوت جومپا لاهیری روبهرو میکند.
چرا باید «پاتوقها» را بخوانیم؟
«پاتوقها» برای خوانندگانی مناسب است که از رمانهای آرام، دروننگر و شخصیتمحور لذت میبرند و انتظار ندارند هر فصل با یک اتفاق بزرگ پیش برود. اگر به داستانهایی درباره تنهایی، شهر، خاطره، هویت، روابط انسانی و معنای خانه علاقه دارید، این کتاب میتواند انتخاب مناسبی باشد.
این رمان همچنین برای علاقهمندان به جومپا لاهیری اهمیت ویژهای دارد، زیرا وجه متفاوتی از نویسندگی او را نشان میدهد؛ نویسندهای که این بار از فضای معمول آثار انگلیسیزبانش فاصله گرفته و رمانی را به ایتالیایی نوشته است.
«پاتوقها» بیش از آنکه بخواهد پاسخ روشنی برای پرسش «کجا هستیم؟» ارائه کند، خواننده را با خود این پرسش همراه میکند: در میان مکانهایی که هر روز از آنها عبور میکنیم، آدمهایی که میبینیم و خاطراتی که با خود حمل میکنیم، واقعاً جای ما کجاست؟
جمعبندی
«پاتوقها» رمانی کمحجم اما تأملبرانگیز از جومپا لاهیری است که در آن یک زن بینام در شهری بینام، میان مکانهای مختلف حرکت میکند و از خلال همین رفتوآمدها با تنهایی، خاطرات، روابط و مفهوم تعلق روبهرو میشود.
قدرت کتاب در سادگی آن است. لاهیری از اتفاقات روزمره و مکانهای معمولی استفاده میکند تا پرسشهایی بزرگتر درباره خانه، هویت، تنهایی و جایگاه انسان در جهان مطرح کند. انتخاب ایتالیایی بهعنوان زبان اولیه رمان نیز به این تجربه بُعد دیگری میدهد و «پاتوقها» را به یکی از متفاوتترین آثار کارنامه ادبی جومپا لاهیری تبدیل میکند.