کتاب «نااشیا» (شورش زیست جهان) اثر بیونگ چول هان با ترجمه مسیح بهار، اثری فلسفی و انتقادی درباره یکی از مهمترین تغییرات زندگی معاصر است: جایگزین شدن جهان اشیا با جهانی که بیش از پیش از اطلاعات، دادهها و ارتباطات دیجیتال ساخته شده است. عنوان اصلی این کتاب Non-things: Upheaval in the Lifeworld است و نخستین نسخه انگلیسی آن در سال ۲۰۲۲ با ترجمه دانیل اشتویر توسط Polity منتشر شد.
بیونگ چول هان در این کتاب از تغییری سخن میگوید که شاید در زندگی روزمره آنقدر عادی شده باشد که دیگر متوجه آن نشویم: ما همچنان در میان اشیا زندگی میکنیم، اما تجربه ما از جهان روزبهروز بیشتر به صفحه نمایش، داده، اطلاعات و فضای ابری منتقل میشود. از نگاه هان، این اتفاق فقط یک تحول تکنولوژیک نیست، بلکه تغییری در شیوه زیستن، تجربه کردن، به خاطر سپردن و حتی ارتباط برقرار کردن انسان با جهان است.
«نااشیا» از مفهوم «ناشیء» یا Non-things آغاز میکند؛ مفهومی که در اندیشه هان به چیزهایی اشاره دارد که برخلاف اشیای مادی، بیشتر در قالب اطلاعات و داده وجود دارند. گوشی هوشمند، شبکههای اجتماعی، سلفی، دادههای دیجیتال و حتی هوش مصنوعی بخشی از این جهان تازه هستند. هان معتقد است اطلاعات در حال گرفتن جای اشیایی را گرفته که زمانی به زندگی انسان ثبات، لمسپذیری و تداوم میدادند.
در جهان اشیا، انسان با چیزهایی روبهرو میشود که مقاومت دارند، عمر میکنند و در طول زمان معنا میگیرند. یک کتاب قدیمی، یک عکس چاپشده، یک صندلی که سالها در خانه بوده یا حتی یک وسیله معمولی میتواند حامل خاطره باشد. شیء در این معنا فقط یک ابزار نیست؛ بخشی از تاریخ شخصی انسان است. هان در برابر این تجربه، جهان «نااشیا» را قرار میدهد؛ جهانی که در آن اطلاعات به سرعت ظاهر میشوند، مصرف میشوند و جای خود را به اطلاعات تازه میدهند.
یکی از بحثهای مهم کتاب، تفاوت میان داشتن و تجربه کردن است. هان نشان میدهد که در جهان دیجیتال، ظاهراً دسترسی ما به چیزها بیشتر شده است، اما همین دسترسی دائمی ممکن است از عمق تجربه ما کم کند. ما عکسهای بسیار بیشتری نسبت به گذشته ذخیره میکنیم، اما شاید خاطرات ماندگار کمتری بسازیم. با افراد بیشتری در ارتباط هستیم، اما این الزاماً به معنای شکلگیری روابط عمیقتر نیست. ناشر انگلیسی کتاب نیز بر همین تناقض تأکید میکند: انسان امروز اطلاعات بیشتری جستوجو میکند، اما الزاماً دانش بیشتری به دست نمیآورد و ارتباط بیشتری برقرار میکند، بیآنکه لزوماً در یک اجتماع واقعی مشارکت داشته باشد.
از جهان اشیا تا جهان اطلاعات
یکی از جذابترین ایدههای «نااشیا» مفهوم اینفوسفر یا سپهر اطلاعاتی است. از نگاه هان، جهان دیجیتال فقط مجموعهای از ابزارهای جدید نیست؛ بلکه به محیطی تبدیل شده که تجربه ما از جهان را شکل میدهد. زمین و آسمان، در استعاره هان، جای خود را به Google Earth و Cloud میدهند و نظم زمینی بهتدریج با نظم دیجیتال جایگزین میشود.
این تغییر پیامدهای مهمی دارد. وقتی جهان به مجموعهای از اطلاعات تبدیل میشود، هر چیزی باید قابلیت تبدیل شدن به داده، نمایش و انتقال را پیدا کند. نتیجه، جهانی است که در آن سرعت و دسترسی اهمیت بیشتری از ماندگاری و عمق پیدا میکند. اطلاعات دائماً تازه میشود و همین تازگی، اطلاعات قبلی را به حاشیه میراند.
هان از این منظر نسبت به نوعی فراموشی هشدار میدهد؛ فراموشی اشیایی که در طول زمان با زندگی انسان پیوند میخورند. یک شیء مادی میتواند گذشته را در خود نگه دارد، اما اطلاعات دیجیتال بیشتر به اکنون و لحظه حاضر وابسته است. یک نقد انگلیسی درباره کتاب نیز تأکید میکند که اشیا میتوانند به واسطه استفاده طولانیمدت، تاریخ و عاطفه پیدا کنند و به «چیزهایی نزدیک به قلب» تبدیل شوند؛ در حالی که جهان دیجیتال در معرض از بین بردن همین پیوندهای لمسی و تاریخی است.
گوشی هوشمند و انسان عصر دیجیتال
گوشی هوشمند در «نااشیا» فقط یک وسیله ارتباطی نیست، بلکه نمونهای فشرده از جهان جدید است. تلفن همراه همزمان ابزار کار، سرگرمی، ارتباط، ثبت خاطره، خرید، جستوجو و تولید اطلاعات است و به همین دلیل بخش بزرگی از تجربه روزمره ما را در خود جمع کرده است.
هان معتقد است این وسیله در عین آنکه احساس آزادی و دسترسی ایجاد میکند، میتواند به ابزاری برای کنترل نیز تبدیل شود. ما اطلاعات تولید میکنیم، رفتار خود را ثبت میکنیم و دائماً با جهان دیجیتال در تعامل هستیم؛ اما همین فعالیتها دادههایی تولید میکنند که میتوانند برای هدایت و پیشبینی رفتار ما مورد استفاده قرار بگیرند. یک پژوهش دانشگاهی درباره «نااشیا» نیز استدلال اصلی کتاب را در همین نقطه خلاصه میکند: دیجیتالی شدن واقعیت میتواند به نوعی تهی شدن جهان از معنای مادی و شکلگیری جامعهای تحت تأثیر کنترل الگوریتمی منجر شود.
سلفی، هوش مصنوعی و تغییر تجربه انسان
هان در بخشهایی از کتاب سراغ پدیدههایی مانند سلفی و هوش مصنوعی میرود تا نشان دهد فناوری چگونه مرز میان انسان و جهان را تغییر داده است. سلفی صرفاً یک عکس نیست؛ بخشی از سازوکار ارائه خود در فضای دیجیتال است. در این فضا، تجربه شخصی میتواند خیلی سریع به تصویر، داده و محتوایی برای دیده شدن تبدیل شود.
هوش مصنوعی نیز از همین منظر اهمیت پیدا میکند. مسئله هان صرفاً این نیست که ماشینها چه کارهایی میتوانند انجام دهند، بلکه این است که با واگذار کردن بخشهایی از تجربه، تصمیمگیری و مراقبت به فناوری، چه چیزی از تجربه انسانی باقی میماند. در یک بررسی دانشگاهی جدید از کتاب نیز هوش مصنوعی، جهان دیجیتال و مفهوم «نااشیا» در کنار یکدیگر بررسی شدهاند و نویسنده نقد، این سه را برای فهم تغییرات زیست جهان معاصر اساسی میداند.
چرا اشیا برای انسان اهمیت دارند؟
یکی از زیباترین جنبههای کتاب این است که هان برخلاف بسیاری از نقدهای فناوری، صرفاً درباره مضرات اینترنت و تلفن همراه صحبت نمیکند. مسئله اصلی او رابطه انسان با جهان است. شیء به دلیل مادی بودن، در برابر انسان مقاومت میکند. نمیتوان یک شیء واقعی را با یک کلیک تغییر داد یا به سرعت جایگزین کرد. همین مقاومت به تجربه انسان عمق میدهد.
در یک نقد منتشرشده در The Shanghai Literary Review، این جنبه از اندیشه هان برجسته شده است. نویسنده نقد توضیح میدهد که اشیای مادی میتوانند تاریخ و احساسات را در خود جمع کنند و حتی یک کتاب کاغذی از طریق لمس صفحات، بخشی از رابطه انسانی با جهان میشود؛ در مقابل، کتاب الکترونیکی عمدتاً حامل اطلاعات است. این تفاوت از نظر هان فقط تفاوت میان دو نوع رسانه نیست، بلکه تفاوت میان دو نوع تجربه است.
نقد جهان دیجیتال از نگاه هان
«نااشیا» کتابی ضد فناوری به معنای ساده آن نیست. هان نمیگوید باید فناوری را کنار بگذاریم و به گذشته برگردیم. مسئله او بیشتر این است که نباید اجازه دهیم جهان دیجیتال تمام تجربه ما از واقعیت را تعیین کند.
این نکته اهمیت زیادی دارد، زیرا هان در برابر وسوسه نوستالژی نیز قرار میگیرد. او صرفاً نمیخواهد گذشته را ایدهآل و حال را فاجعه معرفی کند. هدف اصلی، تشخیص چیزی است که در روند دیجیتالی شدن از دست میرود: سکوت، لمس، ماندگاری، خاطره، ارتباط با اشیا و امکان مکث کردن.
در همین زمینه، یک نقد انگلیسی کتاب را دعوتی به «دوباره مادی کردن» و «دوباره شاعرانه کردن» رابطه انسان با جهان میداند. این تعبیر نشان میدهد که پیشنهاد هان بیشتر از آنکه بازگشت به گذشته باشد، تلاش برای بازیابی کیفیتهایی از زندگی است که در هجوم اطلاعات ممکن است فراموش شوند.
درباره نویسنده و مترجم
بیونگ چول هان فیلسوف و نظریهپرداز فرهنگی متولد کره جنوبی است که بخش عمده زندگی فکری خود را در آلمان گذرانده و به یکی از شناختهشدهترین منتقدان فرهنگ دیجیتال و سرمایهداری معاصر تبدیل شده است. او بیش از بیست کتاب نوشته و آثاری مانند «جامعه فرسودگی»، «نجات زیبایی» و «بوی زمان» از آثار شناختهشده او هستند.
هان به دلیل سبک نوشتاری کوتاه، فشرده و گزینگویانه خود نیز شهرت دارد. The New Yorker در گزارشی درباره محبوبیت او، اشاره میکند که نوشتههای هان به دلیل جملههای کوتاه و روشن، بهراحتی در فضای اینترنت دستبهدست میشوند و همین ویژگی در افزایش استقبال از آثارش نقش داشته است.
«نااشیا» با ترجمه مسیح بهار به فارسی درآمده است و ترجمه این اثر اهمیت ویژهای دارد، زیرا متن هان سرشار از مفاهیم فلسفی و اصطلاحاتی است که در مرز میان فلسفه، جامعهشناسی، زیباییشناسی و مطالعات فناوری قرار میگیرند.
چرا این کتاب را بخوانیم؟
اگر زندگی روزمره شما با گوشی هوشمند، شبکههای اجتماعی، خرید و مطالعه دیجیتال، هوش مصنوعی و جریان دائمی اطلاعات گره خورده است، «نااشیا» میتواند کتابی بسیار نزدیک به تجربه شخصی شما باشد. هان از پدیدههایی حرف میزند که تقریباً هر روز با آنها مواجهیم، اما معمولاً فرصت نمیکنیم درباره تأثیرشان بر زندگی خود فکر کنیم.
این کتاب برای علاقهمندان به فلسفه معاصر، جامعهشناسی، نقد فناوری، مطالعات رسانه، فرهنگ دیجیتال و اندیشههای بیونگ چول هان مناسب است. همچنین کسانی که از کتابهای فلسفی کوتاه و ایدهمحور استقبال میکنند، احتمالاً با شیوه نوشتن هان ارتباط خوبی برقرار خواهند کرد.
از طرف دیگر، «نااشیا» کتابی است که بهتر است با نگاه انتقادی خوانده شود. The New Yorker در بررسی آثار هان از جذابیت و قدرت ایدههای او استقبال میکند، اما همزمان به این نکته نیز اشاره دارد که وضوح و قطعیت زیاد در برخی از گزارههای هان میتواند محل بحث باشد و همه پیچیدگیهای جهان دیجیتال را توضیح ندهد. بنابراین ارزش کتاب فقط در پذیرفتن تمام دیدگاههای نویسنده نیست؛ بلکه در پرسشهایی است که درباره سبک زندگی امروز در ذهن خواننده ایجاد میکند.
سخن پایانی
کتاب «نااشیا» (شورش زیست جهان) اثری درباره اشیایی است که در حال ناپدید شدن نیستند، بلکه درباره رابطهای است که انسان با اشیا و جهان مادی از دست میدهد. بیونگ چول هان نشان میدهد که چگونه اطلاعات و فناوری دیجیتال بهتدریج در حال تبدیل شدن به محیط اصلی زندگی ما هستند و چگونه این تغییر میتواند بر حافظه، روابط انسانی، تجربه، سکوت و احساس تعلق ما به جهان اثر بگذارد.
اهمیت کتاب در این است که مخاطب را وادار میکند به چیزهای ظاهراً ساده دوباره نگاه کند: یک کتاب کاغذی، یک عکس، یک وسیله قدیمی، لمس یک شیء و حتی لحظهای که هیچ اطلاعات تازهای دریافت نمیکنیم. «نااشیا» از ما میخواهد از خود بپرسیم در جهانی که هر روز اطلاعات بیشتری در اختیارمان میگذارد، آیا واقعاً جهان را عمیقتر تجربه میکنیم یا فقط بیشتر به آن متصل شدهایم؟