کتاب «گزند دلبستگی» با ترجمه و گردآوری لیلا نصیریها و انتشار نشر چشمه، مجموعهای از جستارها و روایتهای شخصی نویسندگان معاصر درباره یکی از پیچیدهترین روابط انسانی است: رابطه فرزند با پدر و مادر. در این کتاب، نویسندگان مختلف از خاطرات کودکی، خانواده، مهاجرت، بیماری، فقر، سفر، پیری، مرگ و خاطراتی میگویند که رابطه آنها با والدینشان را شکل داده است.
عنوان کامل کتاب، «گزند دلبستگی؛ روایتهای جسورانه از رابطه نویسندگان با پدرها و مادرهایشان»، بهخوبی فضای اثر را مشخص میکند. اینجا قرار نیست با تصویری آرمانی و یکدست از خانواده روبهرو شویم. نویسندگان از والدینشان حرف میزنند؛ اما در این روایتها عشق میتواند در کنار خشم قرار بگیرد، دلتنگی در کنار رنج بنشیند و قدردانی با احساس گناه یا دلخوری همراه شود.
دلبستگی همیشه آرامشبخش نیست
رابطه با پدر و مادر معمولاً نخستین رابطه عاطفی عمیقی است که انسان تجربه میکند. والدین میتوانند نخستین منبع امنیت، حمایت و شناخت جهان باشند؛ اما همین رابطه نزدیک میتواند منشأ زخمهایی شود که سالها بعد نیز در زندگی فرزند باقی بمانند.«گزند دلبستگی» دقیقاً از همین تناقض آغاز میکند. عنوان کتاب نیز بر همین دوگانگی تأکید دارد: دلبستگی چیزی است که انسان را به دیگری پیوند میدهد، اما گاهی همین پیوند میتواند دردناک باشد.
نویسندگان این مجموعه تلاش نمیکنند رابطه خود با والدینشان را ساده کنند. آنها درباره آدمهایی مینویسند که دوستشان داشتهاند، از آنها تأثیر گرفتهاند، گاهی از رفتارشان رنجیدهاند و در بسیاری موارد، سالها بعد توانستهاند بخشی از گذشته خود را دوباره ببینند.
کتابی درباره والدین، اما در اصل درباره خود ما
اگرچه موضوع مستقیم جستارهای «گزند دلبستگی» والدین هستند، کتاب در نهایت به مسئله گستردهتری میرسد: ما چگونه به آدمی تبدیل شدهایم که امروز هستیم؟
بخش مهمی از شخصیت هر انسان در خانواده شکل میگیرد. شیوه حرف زدن، ترسها، عادتها، نگاه به عشق، رابطه با دیگران و حتی تصویری که از خودمان داریم، ممکن است ریشههایی در تجربههای کودکی داشته باشد.به همین دلیل، بازگشت به رابطه با پدر و مادر فقط مرور خاطرات خانوادگی نیست. نویسندهای که درباره مادر یا پدرش مینویسد، در واقع بخشی از گذشته خودش را نیز دوباره بررسی میکند.
از این منظر، «گزند دلبستگی» را میتوان مجموعهای درباره حافظه، هویت و شکلگیری شخصیت دانست.
روایتهایی از پدران
یکی از دو بخش اصلی کتاب به جستارهایی درباره پدرها اختصاص دارد. نویسندگان در این بخش، هرکدام از زاویهای متفاوت به پدر خود نگاه میکنند.
پدر در این روایتها یک شخصیت واحد و کلیشهای نیست. برای یک نویسنده ممکن است مردی سختگیر باشد، برای دیگری پدری غایب، برای نویسندهای دیگر انسانی که درگیر کار و مشکلات زندگی بوده و برای دیگری شخصیتی که در سالهای پایانی عمر با بیماری و پیری مواجه شده است.همین تفاوتها باعث میشود تصویر «پدر» در کتاب چندلایه باشد. خواننده با یک تعریف واحد از پدری مواجه نمیشود؛ بلکه مجموعهای از تجربههای گوناگون را میبیند.
روایتهایی از مادران
بخش دیگر کتاب به مادرها اختصاص دارد. این جستارها نیز از تصویر کلیشهای «مادر فداکار و بینقص» فاصله میگیرند و به تجربههای واقعیتر نزدیک میشوند.
مادر در این روایتها میتواند همزمان دوستداشتنی و دشوار، نزدیک و دور، حمایتگر و آسیبپذیر باشد. نویسندگان از رابطهای حرف میزنند که در آن عشق همیشه ساده و بدون تناقض نیست.این نگاه، یکی از نقاط قوت کتاب است؛ زیرا به خواننده اجازه میدهد رابطه خانوادگی را به شکل انسانیتری ببیند. آدمها حتی وقتی پدر یا مادرند، همچنان انسانهایی با ضعفها، آرزوها، ترسها و گذشته خودشان هستند.
از کودکی تا پیری
یکی از ویژگیهای مجموعه، گستره زمانی روایتهاست. بعضی جستارها به خاطرات کودکی بازمیگردند و بعضی دیگر زمانی را روایت میکنند که نویسنده بزرگسال شده و والدینش پا به سالهای پیری گذاشتهاند.در نتیجه، رابطه فرزند و والدین در طول زمان تغییر میکند.
کودکی زمانی است که فرزند والدین را بسیار قدرتمند میبیند. اما با بزرگتر شدن، این تصویر ممکن است تغییر کند. فرزند متوجه میشود پدر و مادر نیز زمانی کودک بودهاند، اشتباه کردهاند، ترسیدهاند، شکست خوردهاند و شاید خودشان نیز زخمهایی از نسل قبل به همراه داشتهاند.این تغییر نگاه یکی از مهمترین تجربههایی است که جستارهای کتاب به آن نزدیک میشوند.
بیماری، مرگ و مواجهه با فقدان
بخشی از روایتهای «گزند دلبستگی» به بیماری، پیری و مرگ والدین مربوط میشود. این بخشها بهخصوص از آن جهت اهمیت دارند که مرگ، رابطهای را که سالها بدیهی به نظر میرسیده، ناگهان به خاطره تبدیل میکند.
وقتی والدین پیر میشوند، رابطه فرزند و پدر و مادر نیز تغییر میکند. کسی که زمانی مراقب فرزند بوده، ممکن است حالا خودش به مراقبت نیاز داشته باشد.در چنین موقعیتی، نقشها جابهجا میشوند و فرزند ناچار میشود پدر یا مادر را نه فقط بهعنوان «والد»، بلکه بهعنوان انسانی آسیبپذیر ببیند.این مواجهه میتواند هم دردناک باشد و هم فرصتی برای بازنگری در گذشته.
نویسندگان بزرگ، خاطرات بسیار شخصی
یکی از جذابیتهای «گزند دلبستگی» حضور نویسندگان شناختهشده در میان پدیدآورندگان جستارهاست. از جمله نامهایی که در معرفی مجموعه دیده میشوند میتوان به ایان مکیوون، پل ثرو، آن پچت، ریموند کارور، زیدی اسمیت و ادوارد سعید اشاره کرد.
حضور این نویسندگان یک نکته جالب ایجاد میکند: کسانی که در آثار ادبی خود شخصیتها و جهانهای پیچیده خلق میکنند، اینجا از تجربه واقعی خودشان حرف میزنند.در نتیجه، فاصله میان «نویسنده» و «انسان» کمتر میشود. نویسندهای که در رمانهایش شخصیتهای پیچیده میسازد، در این جستارها ممکن است فقط یک فرزند باشد که خاطرهای از پدر یا مادرش را مرور میکند.
چرا این روایتها جسورانهاند؟
نوشتن درباره خانواده کار سادهای نیست. انسان هنگام صحبت درباره والدین، با خاطراتی مواجه میشود که ممکن است هم دوستداشتنی و هم دردناک باشند.
از سوی دیگر، بسیاری از خانوادهها ترجیح میدهند مسائل خصوصی در همان محدوده خصوصی باقی بماند. نویسندهای که درباره رابطه خود با پدر یا مادرش مینویسد، در واقع بخشی از زندگی شخصی خود را در معرض نگاه دیگران قرار میدهد.به همین دلیل، «جسورانه» بودن روایتهای این مجموعه فقط به محتوای آنها مربوط نیست؛ بلکه به تصمیم نویسندگان برای صادقانه نگاه کردن به روابط خانوادگی نیز مربوط میشود.
از عشق تا دلآزردگی
یکی از ارزشهای کتاب این است که اجازه نمیدهد رابطه والدین و فرزندان فقط در دو قطب «عشق» و «نفرت» خلاصه شود.
احساسات انسانی بسیار پیچیدهتر از این دوگانهاند. ممکن است کسی پدرش را دوست داشته باشد اما از بعضی رفتارهای او عصبانی باشد. ممکن است فرزندی از مادرش دلخور باشد و در عین حال نگران سلامتی او باشد.«گزند دلبستگی» این احساسات متناقض را حذف نمیکند. برعکس، آنها را به رسمیت میشناسد و نشان میدهد رابطههای واقعی معمولاً ترکیبی از احساسات مختلفاند.
نام کتاب و یک ارجاع ادبی جالب
عنوان «گزند دلبستگی» خودش داستان جالبی دارد. این عنوان پیشتر توسط عبدالله توکل برای ترجمه فارسی رمان مشهور «روابط خطرناک» اثر پیر شودرلو دو لاکلو انتخاب شده بود. مجموعه حاضر با استفاده از همان عنوان، معنایی تازه به آن میدهد و آن را به رابطه پیچیده فرزندان با والدینشان پیوند میزند.
این انتخاب هوشمندانه است؛ زیرا همانطور که در رمان لاکلو روابط انسانی میتوانند به عرصهای از کشمکش، وابستگی و آسیب تبدیل شوند، در این مجموعه نیز دلبستگی خانوادگی همیشه فقط سرچشمه آرامش نیست.
درباره نویسندگان، مترجم و ناشر
ایان مکیوون، پل ثرو، آن پچت، ریموند کارور، زیدی اسمیت و ادوارد سعید از جمله نویسندگانی هستند که نوشتههایشان در این مجموعه حضور دارد. کنار هم قرار گرفتن این نامها باعث شده کتاب به مجموعهای چندصدایی تبدیل شود؛ هر نویسنده از زاویهای شخصی به تجربه والدین و خانواده نگاه میکند.
لیلا نصیریها مترجم و گردآورنده «گزند دلبستگی» است. انتخاب و ترجمه مجموعهای از جستارهای شخصی، علاوه بر مهارت زبانی، نیازمند توجه به تفاوت صدا و سبک نویسندگان مختلف است؛ زیرا هر جستار باید تا حد امکان شخصیت و لحن نویسنده اصلی خود را حفظ کند.
نشر چشمه ناشر نسخه فارسی «گزند دلبستگی» است و انتشار این مجموعه را در حوزه ترجمه ادبیات و جستارهای معاصر قرار داده است.
چرا این کتاب را بخوانیم؟
«گزند دلبستگی» برای کسانی مناسب است که به جستار شخصی، خاطرات ادبی و روایتهای واقعی درباره خانواده و روابط انسانی علاقه دارند. این کتاب همچنین میتواند برای خوانندگانی جذاب باشد که دوست دارند نویسندگان مشهور جهان را خارج از قالب رمان و داستان و از خلال تجربههای شخصیشان بشناسند.
این مجموعه برای کسانی که به موضوعاتی مانند کودکی، خانواده، حافظه، مهاجرت، بیماری، پیری، فقدان و شکلگیری هویت علاقه دارند نیز انتخاب قابلتوجهی است.
مهمتر از همه، کتاب میتواند فرصتی برای فکر کردن به رابطه خودمان با والدین باشد؛ نه برای قضاوت ساده آنها، بلکه برای دیدن اینکه این رابطه چگونه بر شخصیت و زندگی ما اثر گذاشته است.
سخن پایانی
کتاب «گزند دلبستگی» با ترجمه و گردآوری لیلا نصیریها و انتشار نشر چشمه مجموعهای درباره خانواده است، اما در عمق خود درباره چیزی بسیار بزرگتر حرف میزند: اینکه انسان چگونه از طریق رابطه با دیگران خودش را میشناسد.
این کتاب نشان میدهد پدر و مادر میتوانند همزمان سرچشمه عشق و رنج باشند؛ همان کسانی که بخشی از امنترین خاطرات ما را ساختهاند و گاهی بخشی از دشوارترین خاطراتمان را نیز رقم زدهاند.
شاید جذابترین ویژگی مجموعه این باشد که به جای ارائه تصویری بینقص از خانواده، اجازه میدهد تناقضها باقی بمانند. عشق میتواند کنار دلخوری بنشیند، دلتنگی با خشم همراه شود و بخشش بدون فراموش کردن گذشته اتفاق بیفتد.
«گزند دلبستگی» در نهایت کتابی درباره والدین است، اما هنگام بستن آن، احتمالاً سؤال اصلی متوجه خودمان خواهد بود: کدام بخش از آنچه امروز هستیم، از رابطه ما با پدر و مادرمان آمده است؟