«گربهبازی» اثر ایشتوان ارکنی، نویسنده برجسته مجارستانی، رمانی درباره عشق، پیری، تنهایی، خاطره و میل سرسختانه انسان به ادامه دادن زندگی است. این اثر با ترجمه کمال ظاهری توسط نشر چشمه منتشر شده و نسخه فارسی آن ۱۵۶ صفحه دارد. چاپ نخست این ترجمه در سال ۱۳۹۹ منتشر شد و کتاب در سالهای بعد نیز تجدید چاپ شده است.
عنوان اصلی اثر Macskajáték است و در ادبیات انگلیسیزبان با عنوان Cat’s Play شناخته میشود. «گربهبازی» نخستینبار در سال ۱۹۶۵ به شکل رمان منتشر شد و چند سال بعد ارکنی آن را برای تئاتر بازنویسی کرد. نسخه نمایشی در سال ۱۹۷۱ روی صحنه رفت و پس از آن این اثر در کشورهای مختلف اجرا شد.
آنچه «گربهبازی» را از یک داستان معمول درباره دوران سالمندی متمایز میکند، نگاه ارکنی به زندگی است. او پیری را پایان میل، عشق و شور زندگی نمیداند. برعکس، شخصیتهای او در سالهای پایانی عمر همچنان عاشق میشوند، حسادت میکنند، دروغ میگویند، رؤیا میبافند، با گذشته خود کلنجار میروند و برای به دست آوردن چیزی که میخواهند میجنگند.
کتاب «گربهبازی» درباره چیست؟
داستان درباره دو خواهر سالخورده به نامهای گیزا و ارژی است که از یکدیگر فاصله گرفتهاند. گیزا به آلمان مهاجرت کرده و در نزدیکی مونیخ، در کنار پسرش زندگی میکند؛ در حالی که ارژی در بوداپست مانده و زندگی مستقل خود را ادامه میدهد. ارتباط این دو خواهر بیشتر از طریق نامه و تلفن شکل میگیرد و همین ارتباط، بخش مهمی از روایت را میسازد.
ارژی، برخلاف تصویری که ممکن است از یک زن سالخورده انتظار داشته باشیم، شخصیتی پرشور و پرتحرک است. او نمیخواهد صرفاً نظارهگر زندگی باشد. هنوز در او میل به عشق، هیجان و تجربه کردن وجود دارد و همین میل، او را وارد ماجرایی عاطفی میکند.در مقابل، گیزا از بیرون زندگی آرامتر و باثباتتری دارد، اما فاصله جغرافیایی میان دو خواهر به معنای فاصله عاطفی نیست. نامهها و گفتوگوهای آنها به تدریج لایههای مختلف زندگیشان را آشکار میکند؛ از خاطرات جوانی و روابط خانوادگی گرفته تا عشق، حسادت، دروغ و تلاش برای پنهان کردن حقیقت.
عشق در سالهای پیری
یکی از مهمترین ویژگیهای «گربهبازی» این است که عشق را به دوران جوانی محدود نمیکند. ارکنی شخصیتهایی سالخورده را در مرکز داستان قرار میدهد و نشان میدهد که میل به دوست داشتن و دوست داشته شدن با بالا رفتن سن از بین نمیرود.
عشق ارژی نیز یک احساس ساده و آرام نیست. او برای آن هیجانزده میشود، دربارهاش خیالپردازی میکند و حتی حاضر است برای حفظ آن با دیگران درگیر شود. همین مسئله وجه تراژیک و کمدی داستان را همزمان شکل میدهد. آنچه از بیرون ممکن است عجیب یا حتی خندهدار به نظر برسد، برای خود شخصیت مسئلهای کاملاً جدی و حیاتی است.
در معرفی رسمی اجرای مجارستانی اثر، ارکنی از شخصیت اصلی به عنوان زنی یاد میکند که با وجود سالخوردگی، در برابر قوانین طبیعت و گذر عمر تسلیم نمیشود و همچنان برای عشق و زندگی مبارزه میکند.
دو خواهر؛ دو شیوه برای مواجهه با زندگی
رابطه گیزا و ارژی فقط رابطه دو خواهر نیست؛ نوعی گفتوگوی دائمی میان دو شیوه متفاوت زندگی است. یکی در خارج از کشور و در کنار خانواده فرزندش زندگی میکند و دیگری در بوداپست باقی مانده و همچنان میخواهد زندگی را با انتخابهای خودش پیش ببرد.
نامهها و تماسهای میان آنها به خواننده اجازه میدهد هر دو شخصیت را از فاصلهای نزدیک بشناسد. هرکدام از خواهرها درباره زندگی دیگری اطلاعاتی دارد، اما این اطلاعات همیشه کامل و بیطرفانه نیستند. آنها خاطرات را بازگو میکنند، بعضی چیزها را پنهان میکنند و گاهی واقعیت را مطابق میل خود تغییر میدهند.همین بازی میان حقیقت و روایت شخصی، یکی از جذابیتهای رمان است. انسانها فقط اتفاقات زندگی خود را به یاد نمیآورند؛ آنها گذشته را دوباره روایت میکنند و در این روایت، بخشی از خودشان را نیز میسازند.
خاطره و جوانی ازدسترفته
«گربهبازی» در کنار زمان حال، دائماً به گذشته نگاه میکند. شخصیتها هنوز تحت تأثیر سالهای جوانی خود هستند و خاطرات گذشته در روابط امروزشان حضور دارند.اما ارکنی گذشته را به شکل یک دوران طلایی ساده و بینقص تصویر نمیکند. جوانی هم مجموعهای از عشقها، شکستها، حسادتها و تصمیمهای اشتباه بوده است. تفاوت فقط در این است که با گذشت زمان، خاطرات ممکن است زیباتر از واقعیت به نظر برسند.
در معرفی نمایشنامه نیز به همین ویژگی اشاره شده است: نگاه کردن به تصویری از دوران جوانی میتواند احساسات و دردهایی را دوباره زنده کند که با وجود گذشت سالها هنوز درون انسان باقی ماندهاند.
طنز و تراژدی در کنار یکدیگر
یکی از مهمترین ویژگیهای سبک ارکنی، ترکیب امر تراژیک و امر کمیک است. «گربهبازی» نیز دقیقاً بر همین مرز حرکت میکند. اتفاقات داستان میتوانند هم خندهدار باشند و هم غمانگیز؛ گاهی حتی خنده مخاطب از جایی میآید که پشت آن تنهایی یا ترس عمیقی قرار دارد.این ویژگی باعث میشود کتاب نه یک داستان عاشقانه معمولی باشد و نه روایتی صرفاً تلخ درباره سالمندی. شخصیتها در موقعیتهای دشوار قرار میگیرند، اما همچنان توانایی شوخی کردن، خیالپردازی و بازی با زندگی را دارند.
ارکنی خودش «گربهبازی» را نوعی تراژیکمدی میدانست و در توصیف شخصیت اصلی، تضاد میان رفتارهای پرهیاهو و روحیهای شبیه قهرمانان تراژدی را برجسته میکرد.
گربهبازی و مسئله تنهایی
تنهایی در این رمان فقط نتیجه تنها زندگی کردن نیست. ممکن است آدم در میان خانواده باشد و همچنان احساس کند کسی واقعاً او را نمیفهمد. فاصله گیزا و ارژی نیز فقط فاصله میان دو شهر نیست؛ هرکدام از آنها بخشی از زندگی دیگری را نمیتواند کاملاً درک کند.از طرف دیگر، عشق نیز همیشه درمان قطعی تنهایی نیست. عشق میتواند آدم را امیدوار کند، اما همزمان حسادت، ترس از دست دادن و اضطراب نیز به همراه داشته باشد.
همین نگاه پیچیده باعث میشود ارکنی درباره تنهایی و عشق شعار ندهد. او اجازه میدهد شخصیتهایش با رفتارهای متناقض خود نشان دهند که انسان چگونه همزمان میتواند به دیگری نیاز داشته باشد و از نزدیک شدن به او بترسد.
«گربهبازی» و تجربه مهاجرت
فاصله میان بوداپست و آلمان یکی دیگر از لایههای مهم داستان است. گیزا در آلمان زندگی میکند و ارژی در مجارستان باقی مانده است. این جابهجایی فقط یک تغییر مکان نیست؛ زندگی دو خواهر را از نظر اجتماعی و خانوادگی نیز از هم جدا کرده است.
از خلال این رابطه میتوان بخشی از تجربه مهاجرت و دوری از وطن را نیز مشاهده کرد. کسی که به سرزمینی دیگر رفته، ممکن است از نظر مادی زندگی راحتتری پیدا کرده باشد، اما ارتباطش با گذشته و آدمهای سرزمین خود همچنان ادامه دارد.به همین دلیل، نامههای میان دو خواهر اهمیت زیادی پیدا میکنند. آنها پلی هستند میان دو زندگی متفاوت؛ پلی که اجازه میدهد گذشته و حال، مجارستان و آلمان و دو تجربه متفاوت از سالمندی با یکدیگر گفتوگو کنند.
از رمان تا تئاتر و سینما
«گربهبازی» فقط به عنوان یک رمان اهمیت ندارد. موفقیت اثر باعث شد ارکنی آن را برای صحنه نیز اقتباس کند. نسخه نمایشی در سال ۱۹۶۹ نوشته شد و نخستین اجرای آن در ژانویه ۱۹۷۱ در شهر سولنوک مجارستان انجام گرفت. این نمایش بعدها در تئاترهای مختلف مجارستان و کشورهای دیگر اجرا شد.
در سال ۱۹۷۲ نیز کارگردان مجارستانی کاروی ماک فیلمی بر اساس این اثر ساخت. فیلم «گربهبازی» بعدها به جشنواره کن راه یافت و نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان شد.
این اقتباسها نشان میدهند که ساختار اثر تا چه اندازه ظرفیت نمایشی دارد. نامهها، گفتوگوها و شخصیتهای پررنگ رمان بهراحتی میتوانند به صحنه و پرده سینما منتقل شوند.
درباره نویسنده، مترجم و ناشر
ایشتوان ارکنی از مهمترین نویسندگان قرن بیستم مجارستان بود. او بهویژه به خاطر طنز گروتسک و نگاه متفاوتش به زندگی روزمره شناخته میشود. «گربهبازی» در کنار آثاری مانند «خانواده توت» و مجموعه «داستانهای یکدقیقهای» از آثار شناختهشده اوست.
کمال ظاهری مترجم فارسی «گربهبازی» است و این ترجمه را برای نشر چشمه انجام داده است. ترجمه اثری مانند «گربهبازی» فقط انتقال داستان نیست؛ لحن طنزآمیز، گفتوگوهای زنده و تغییرات ظریف میان موقعیتهای کمیک و تراژیک نیز باید در زبان فارسی حفظ شوند.
نشر چشمه ناشر نسخه فارسی این کتاب است. چاپ نخست این ترجمه در سال ۱۳۹۹ منتشر شد و چاپ ششم آن نیز در سال ۱۴۰۵ در ۱۵۶ صفحه و قطع پالتویی منتشر شده است.
چرا این کتاب را بخوانیم؟
«گربهبازی» برای کسانی مناسب است که به ادبیات اروپای شرقی، داستانهای شخصیتمحور و روایتهایی درباره روابط انسانی علاقه دارند. این کتاب همچنین انتخاب خوبی برای خوانندگانی است که میخواهند با یکی از چهرههای مهم ادبیات معاصر مجارستان آشنا شوند.
اگر به داستانهایی درباره عشق در سنین بالاتر، رابطه میان اعضای خانواده، خاطرات جوانی و تأثیر گذر زمان بر انسان علاقه دارید، این کتاب میتواند تجربهای متفاوت باشد. همچنین خوانندگانی که از آثاری با طنز تلخ و ترکیب همزمان لحظات خندهدار و غمانگیز لذت میبرند، احتمالاً با فضای «گربهبازی» ارتباط خوبی برقرار میکنند.
نکته مهم این است که نباید از عنوان کتاب انتظار یک داستان ساده و سرگرمکننده درباره رابطهای عاشقانه داشت. «گربهبازی» در لایههای عمیقتر خود درباره حق انسان برای زیستن، عاشق شدن و امید داشتن در هر سنی است.
سخن پایانی
«گربهبازی» داستان آدمهایی است که سنشان بالا رفته، اما میلشان به زندگی تمام نشده است. ایشتوان ارکنی با قرار دادن دو خواهر سالخورده در مرکز روایت، تصویری متفاوت از پیری ارائه میدهد؛ تصویری که در آن سالمندی به معنای پایان احساس و شور نیست.
در جهان این رمان، آدمها هنوز میتوانند عاشق شوند، حسادت کنند، دروغ بگویند، از گذشته حرف بزنند و برای خواستههایشان بجنگند. همین سرزندگی در کنار تنهایی، بیماری، فاصله و خاطرات گذشته، فضای خاص کتاب را شکل میدهد.
«گربهبازی» در نهایت بیش از آنکه درباره پیری باشد، درباره میل انسان به زندگی است؛ میلی که حتی وقتی زمان بسیاری از چیزها را از ما گرفته، همچنان میتواند در قالب عشق، خاطره، دوستی و امید خود را نشان دهد. شاید همین نگاه است که باعث شده اثر ارکنی، با گذشت چند دهه از انتشار نخستین نسخه، همچنان روی صحنه برود و برای خوانندگان نسلهای مختلف جذاب باقی بماند.