کتاب «خطاط ولتر» اثر پابلو د سانتیس با ترجمه بیوک بداغی و انتشار نشر چشمه، رمانی تاریخی و معمایی است که خواننده را به فرانسه در قرن هجدهم و فضای فکری عصر روشنگری میبرد؛ جایی که فلسفه، مذهب، سیاست، چاپ، هنر و قدرت در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. عنوان اصلی رمان El calígrafo de Voltaire است و نخستین بار در سال ۲۰۰۱ منتشر شد.
پابلو د سانتیس در این رمان، از یک خطاط جوان استفاده میکند تا جهانی را روایت کند که در آن کلمات فقط برای نوشتن نیستند؛ کلمه میتواند حقیقتی را آشکار کند، دروغی بسازد یا حتی سرنوشت آدمی را تغییر دهد.
داستان کتاب خطاط ولتر درباره چیست؟
راوی داستان، جوانی خطاط به نام دالسیوس است که در آغاز جوانی به خدمت ولتر درمیآید. وظیفه او پاسخ دادن به نامههای فیلسوف، نگهداری از آرشیو و انجام کارهای مربوط به مکاتبات اوست. اما زندگی نسبتاً آرام او در خدمت ولتر زمانی تغییر میکند که فیلسوف او را برای تحقیق درباره پروندهای جنایی به تولوز میفرستد.
پرونده از اتهامی هولناک آغاز میشود؛ یک پروتستان متهم شده که پسرش را به دلیل تمایل او به تغییر مذهب به قتل رسانده است. دالسیوس که در ابتدا یک خطاط و کاتب است، ناگهان وارد ماجرایی پیچیده میشود که پای مذهب، قدرت سیاسی، انجمنهای مخفی، ناشران، فیلسوفان و قاتلان را به میان میکشد.
بنابراین «خطاط ولتر» خیلی زود از داستان زندگی یک کاتب فراتر میرود و به یک معمای تاریخی تبدیل میشود.
ولتر در مرکز داستان
ولتر در این رمان فقط یک شخصیت تاریخی نیست که نامش برای اعتبار دادن به داستان آورده شده باشد. حضور او فضای فکری رمان را شکل میدهد. در قرن هجدهم، اروپا شاهد تغییرات مهم فکری بود و ایدههایی مانند آزادی اندیشه، نقد قدرت مذهبی و اهمیت عقل در حال گسترش بودند.
دالسیوس در این جهان، شخصیتی جوان و نسبتاً بیتجربه است که از طریق کار برای ولتر به تدریج با پیچیدگیهای دنیای روشنفکری و سیاست آشنا میشود.اما جالب اینجاست که قهرمان داستان خود ولتر نیست. او بیشتر شبیه نیرویی است که دالسیوس را وارد ماجرا میکند و بعد، این خطاط جوان است که باید سرنخها را دنبال کند.
وقتی نوشتن به یک معما تبدیل میشود
یکی از جذابترین ایدههای «خطاط ولتر»، ارتباط میان نوشتن و کشف حقیقت است.دالسیوس خطاط است و به شکل، زیبایی و نظم کلمات توجه دارد. اما در طول داستان، متوجه میشود که نوشتهها فقط حامل معنا نیستند؛ خودِ شیوه نوشتن نیز میتواند سرنخ باشد.
در این رمان بر وسواس شخصیتهای داستان نسبت به زیبایی فیزیکی کلمات، شکل، رنگ و مادهای که کلمات با آن نوشته میشوند تأکید شده است. این موضوع باعث میشود حرفه قهرمان داستان صرفاً یک ویژگی ظاهری نباشد. خطاط بودن او با ماهیت معمای داستان ارتباط پیدا میکند.
ادبیات گوتیک و داستان پلیسی
منتقدان نیز «خطاط ولتر» را ترکیبی از چند گونه ادبی دانستهاند. یک نقد در روزنامه آرژانتینی Página/12 رمان را اثری میداند که هم از ادبیات پلیسی و هم از سنت گوتیک بهره میگیرد.
این ترکیب، فضای ویژهای برای داستان ایجاد میکند. از یک طرف با یک معمای جنایی و مجموعهای از سرنخها روبهرو هستیم و از طرف دیگر، رمان پر است از عناصر رازآلود، شخصیتهای عجیب، مکانهای تاریک و اتفاقهایی که گاهی حالوهوایی تقریباً وهمآلود پیدا میکنند.در نتیجه، کتاب را نمیتوان فقط یک رمان تاریخی دانست. «خطاط ولتر» همزمان از رمان تاریخی، داستان معمایی، ادبیات گوتیک و ماجراجویی بهره میگیرد.
دنیایی که در آن هر چیزی میتواند سرنخ باشد
یکی از ویژگیهای مهم رمان، تنوع شخصیتها و موقعیتهای آن است. در این داستان با راهبان، ناشران، فیلسوفان، هنرمندان، مخترعان و شخصیتهای دیگری مواجه میشویم که هرکدام میتوانند بخشی از معما را در اختیار داشته باشند.
این تنوع باعث میشود خواننده دائماً در حال بازنگری درباره شخصیتها باشد. کسی که در ابتدا بیاهمیت به نظر میرسد، ممکن است بعدها نقش مهمی پیدا کند و جزئیاتی که در ابتدا صرفاً تزئینی به نظر میرسند، ممکن است معنای دیگری داشته باشند.همین ویژگی، «خطاط ولتر» را به کتابی مناسب برای علاقهمندان به داستانهای معمایی تبدیل میکند؛ بهخصوص برای کسانی که از معماهایی لذت میبرند که با تاریخ و ادبیات ترکیب شدهاند.
قدرت کلمات و قدرت حقیقت
در این رمان، نوشتن فقط یک هنر نیست. کلمه با قدرت پیوند دارد. چه کسی چیزی را نوشته؟ چه کسی آن را منتشر کرده؟ چه کسی آن را پنهان کرده؟ و چه کسی از انتشارش سود میبرد؟
در جهانی که چاپ و انتشار افکار میتواند قدرت سیاسی و مذهبی را به چالش بکشد، یک نامه یا نوشته ساده میتواند اهمیت بسیار بیشتری از آنچه در ظاهر به نظر میرسد پیدا کند.از همین منظر، عنوان «خطاط ولتر» معنایی فراتر از شغل شخصیت اصلی دارد. خطاط کسی است که با کلمات سروکار دارد، اما در این داستان، کلمات خودشان وارد میدان مبارزه میشوند.
نگاه منتقدان به کتاب
واکنشهای منتشرشده درباره رمان بر همین ترکیب میان ژانرها و ایدههای ادبی تأکید دارند. Página/12 آن را روایتی دانسته که از پلیسی و گوتیک بهره میگیرد و در فضای ادبیات آرژانتین جای میگیرد.
از سوی دیگر، معرفی ناشر آلمانی کتاب، آن را اثری فراتر از یک رمان گوتیک کلاسیک معرفی میکند و به ترکیب عناصر آلکیمیایی، ماجراجویی و فضای معمایی آن اشاره دارد.
در واقع، نقطه قوت رمان همین چندلایگی است؛ اگر فقط دنبال یک داستان تاریخی باشید، فضای قرن هجدهم را پیدا میکنید و اگر معما دوست داشته باشید، داستان سرنخها و رازهای خودش را دارد.
درباره نویسنده، مترجم و ناشر
پابلو د سانتیس نویسنده آرژانتینی متولد بوئنوسآیرس است که فعالیت ادبی خود را از سالهای جوانی آغاز کرد. او علاوه بر رماننویسی، سابقه فعالیت روزنامهنگاری و سردبیری مجله Fierro را نیز داشته و آثار متعددی برای نوجوانان و بزرگسالان نوشته است. «خطاط ولتر» در سال ۲۰۰۱ منتشر شد و پس از آن به زبانهای مختلف ترجمه شد.
بیوک بداغی مترجم فارسی «خطاط ولتر» است و ترجمه او امکان آشنایی مخاطب فارسیزبان را با این رمان آرژانتینی فراهم کرده است.
نشر چشمه ناشر نسخه فارسی «خطاط ولتر» است و این اثر را در میان ترجمههای ادبیات داستانی جهان خود منتشر کرده است.
چرا این کتاب را بخوانیم؟
«خطاط ولتر» برای خوانندگانی مناسب است که از ترکیب تاریخ، ادبیات، معما و فضای رازآلود لذت میبرند. اگر رمانهایی را دوست دارید که در یک دوره تاریخی مشخص اتفاق میافتند اما صرفاً به بازسازی تاریخ اکتفا نمیکنند، این کتاب میتواند انتخاب جذابی باشد.
این رمان همچنین برای کسانی مناسب است که به ولتر و عصر روشنگری علاقه دارند و دوست دارند به جای خواندن یک زندگینامه یا اثر تاریخی مستقیم، از مسیر داستان و معما وارد فضای فکری آن دوران شوند.
اگر هم به داستانهای پلیسی علاقه دارید، حضور یک قهرمان خطاط به جای کارآگاه معمولی، یکی از جذابیتهای متفاوت کتاب است؛ زیرا مهارت او در خواندن و نوشتن به بخشی از ابزار کشف معما تبدیل میشود.
سخن پایانی
کتاب «خطاط ولتر» اثر پابلو د سانتیس با ترجمه بیوک بداغی و انتشار نشر چشمه رمانی است درباره یک خطاط جوان که از دنیای نامهها و کلمات وارد دنیای رازها و جنایت میشود.
د سانتیس در این اثر، قرن هجدهم را به صحنهای برای برخورد عقل و خرافه، مذهب و سیاست، کلمه و قدرت تبدیل میکند. در این میان، دالسیوس یاد میگیرد که نوشتهها همیشه آن چیزی نیستند که در نگاه اول به نظر میرسند.
شاید بتوان مهمترین ایده کتاب را در همین رابطه میان نوشتن و حقیقت خلاصه کرد: در جهانی که هر نامه ممکن است یک راز را پنهان کرده باشد، خطاط بودن یعنی یاد گرفتن اینکه چگونه میان شکل کلمات، معنای آنها و حقیقتی که پشتشان پنهان شده، تفاوت بگذاری.