کتاب «تهران در سیسییو» نوشتهٔ فرزام شیرزادی رمانی است شهری، تلخ و تأملبرانگیز که تهران را همچون بیماری در بخش مراقبتهای ویژه به تصویر میکشد؛ شهری که نفس میکشد، اما به سختی زنده است. این کتاب با نگاهی اجتماعی و انسانی، به زندگی آدمهایی میپردازد که در دل بحرانهای فردی و جمعی، میان امید و فرسودگی معلق ماندهاند.
در این رمان، «سیسییو» تنها یک فضای بیمارستانی نیست، بلکه استعارهای از وضعیت روانی و اجتماعی شهر است؛ جایی که انسانها در آن با ترس، خاطره، شکست، عشقهای نیمهکاره و اضطراب آینده دستوپنجه نرم میکنند. روایتها اغلب بر محور تنهایی، فرسایش روحی و تلاش برای بقا در شهری شکل میگیرند که روابط انسانی در آن شکننده و ناپایدار شده است.
فرزام شیرزادی با زبانی موجز، تصویری و گاه شاعرانه، از دل تجربههای روزمره، موقعیتهایی میسازد که به لایههای عمیقتری از زیست شهری راه پیدا میکنند. تهران در این کتاب فقط پسزمینه رویدادها نیست، بلکه خود به شخصیتی زنده بدل میشود؛ شخصیتی که درد میکشد، حافظه دارد و بر سرنوشت ساکنانش اثر میگذارد.
درباره نویسنده
فرزام شیرزادی در این اثر به سراغ روایتهایی رفته که بر مرز میان واقعیت اجتماعی و ذهنیت فردی حرکت میکنند. او با تمرکز بر جزئیات روانی شخصیتها، فضایی میآفریند که در آن رنج فردی و بحران جمعی به هم گره میخورند و داستانها حالوهوایی تلخ اما صمیمی پیدا میکنند.
بخشی از متن کتاب
«تهران مثل بیماری بود که لولههای اکسیژن به دهانش بستهاند و هنوز معلوم نیست زنده میماند یا نه. آدمها از کنار هم رد میشدند، بیآنکه بدانند هر کدامشان یک درد پنهان را حمل میکنند. انگار شهر، شبها بیشتر نفس کم میآورد و روزها فقط نقش زندگی را بازی میکرد.»
چرا باید این کتاب را خواند؟
«تهران در سیسییو» برای مخاطبانی مناسب است که به رمانهای اجتماعی، روانمحور و شهری علاقه دارند؛ کتابی که تصویری متفاوت از تهران ارائه میدهد و با روایتهای انسانی خود، خواننده را به تأمل درباره تنهایی، فرسودگی و امید در زندگی معاصر وامیدارد.