«بندها» نوشته دومنیکو استارنونه و ترجمه امیرمهدی حقیقت، رمانی کوتاه و فشرده درباره ازدواج، خانواده، وفاداری، جدایی و اثراتی است که یک بحران عاطفی میتواند برای سالها بر زندگی اعضای یک خانواده باقی بگذارد. این کتاب با عنوان اصلی Lacci در سال ۲۰۱۴ در ایتالیا منتشر شد و بعدها با ترجمههای مختلف در جهان مورد توجه قرار گرفت. نسخه فارسی آن با ترجمه امیرمهدی حقیقت توسط نشر چشمه منتشر شده و در دسته رمان و داستان خارجی قرار میگیرد. چاپ یازدهم این ترجمه ۱۶۸ صفحه دارد.
استارنونه در «بندها» به سراغ موقعیتی ظاهراً آشنا میرود: مردی متأهل خانوادهاش را ترک میکند و پس از مدتی به همسر و فرزندانش بازمیگردد. اما رمان از یک داستان ساده درباره خیانت یا جدایی فراتر میرود و میپرسد آیا بازگشت یک نفر میتواند گذشته را واقعاً از بین ببرد؟ آیا خانوادهای که دوباره کنار هم قرار گرفته، همان خانواده سابق است؟ و مهمتر از همه، چه چیزهایی آدمها را حتی وقتی دیگر نمیخواهند کنار هم باشند، به یکدیگر متصل نگه میدارد؟
داستان کتاب «بندها» درباره چیست؟
داستان درباره آلدُو و واندا، زوجی ایتالیایی، است. آلدُو پس از سالها زندگی مشترک، همسر و دو فرزندش را ترک میکند و به رابطهای با زنی جوانتر وارد میشود. واندا در مدت دوری همسرش نامههایی برای او مینویسد؛ نامههایی که بخش مهمی از سالهای بحران و فروپاشی زندگی خانوادگی آنها را روایت میکنند. چهار سال بعد، آلدُو به خانواده بازمیگردد و زندگی مشترک ظاهراً دوباره از سر گرفته میشود.
اما استارنونه داستان را در همان نقطه متوقف نمیکند. بخش مهمی از رمان دههها بعد اتفاق میافتد؛ زمانی که آلدُو و واندا دیگر سالخورده شدهاند. آنها پس از بازگشت از سفر، خانهشان را بههمریخته میبینند و این اتفاق باعث میشود گذشتهای که سالها زیر لایهای از سکوت و عادت پنهان مانده بود، دوباره خود را نشان دهد. بنابراین «بندها» بیش از آنکه صرفاً داستان یک بحران زناشویی باشد، درباره پیامدهای طولانیمدت انتخابهای انسان است. اتفاقی که شاید در یک مقطع تمامشده به نظر برسد، میتواند سالها بعد همچنان در رفتار، خاطرات و روابط اعضای خانواده حضور داشته باشد.
ساختار سهبخشی و تغییر زاویه دید
یکی از ویژگیهای مهم رمان، ساختار سهبخشی آن است. هر بخش نگاه متفاوتی به خانواده و گذشته ارائه میدهد و روایت میان واندا، آلدُو و فرزندان خانواده جابهجا میشود. به همین دلیل، خواننده به یک حقیقت واحد و قطعی دسترسی ندارد و هر شخصیت بخشی از ماجرا را از زاویه خودش تعریف میکند.
بخش نخست عمدتاً از خلال نامههای واندا شکل میگیرد. او خطاب به همسرش از فروپاشی زندگی مشترک و احساساتی مینویسد که پس از رفتن آلدُو تجربه کرده است. در بخش دوم، روایت به آلدُو نزدیک میشود و او فرصت پیدا میکند برداشت خودش از گذشته و زندگی مشترک را بیان کند. بخش سوم نیز نگاه فرزندان به این خانواده و اثرات بحران والدین بر آنها را وارد روایت میکند. این تغییر زاویه دید اهمیت زیادی دارد، زیرا استارنونه نشان میدهد یک اتفاق خانوادگی برای افراد مختلف یکسان نیست. چیزی که از نگاه یک نفر پایان یک رابطه است، برای دیگری ممکن است آغاز سالها خشم، سردرگمی یا سکوت باشد.
مفهوم «بندها» در رمان
عنوان کتاب یکی از مهمترین کلیدهای فهم رمان است. عنوان اصلی ایتالیایی، Lacci، علاوه بر معنای «بند» یا «رابطه»، به «بند کفش» نیز اشاره دارد. همین دو معنای همزمان، تصویر مرکزی رمان را میسازند: چیزهایی که انسان را به دیگری متصل میکنند، گاهی همان چیزهایی هستند که حرکت کردن را دشوار میکنند.
در «بندها»، ازدواج، خانواده، خاطره، مسئولیت و حتی عادت میتوانند نقش چنین بندی را داشته باشند. آدمها ممکن است از یکدیگر خشمگین باشند، بخواهند فاصله بگیرند یا احساس کنند زندگی مشترک دیگر معنایی ندارد، اما پیوندهای خانوادگی به این سادگی از میان نمیروند. از این منظر، عنوان رمان فقط به رابطه زن و شوهر اشاره ندارد. فرزندان نیز درون همین شبکه از روابط و خاطرات قرار گرفتهاند. گذشته همچون بندی نامرئی میان اعضای خانواده باقی میماند.
ازدواج؛ میان ماندن و رفتن
استارنونه در این رمان تصویری ساده و رمانتیک از ازدواج ارائه نمیکند. ازدواج در «بندها» هم میتواند محل عشق و تعلق باشد و هم فضایی برای خشم، ناامیدی، عادت و احساس گرفتار شدن.
بازگشت آلدُو به خانواده نیز به معنای بازسازی کامل گذشته نیست. سالهایی که گذشتهاند، تجربههایی که اعضای خانواده پشت سر گذاشتهاند و حرفهایی که گفته نشدهاند، همه همچنان حضور دارند. به همین دلیل، زندگی مشترک آلدُو و واندا بیشتر شبیه رابطهای است که ترک برداشته اما ظاهراً هنوز پابرجاست؛ تصویری که در معرفی کتاب نیز به شکل استعاری به آن اشاره شده است. استارنونه در واقع این پرسش را مطرح میکند که «ماندن» دقیقاً چه معنایی دارد. آیا کنار هم زندگی کردن به معنای حفظ یک رابطه است؟ یا ممکن است آدمها سالها در یک خانه باشند اما از نظر عاطفی فاصلهای عمیق میانشان وجود داشته باشد؟
گذشتهای که از بین نمیرود
یکی از جذابترین جنبههای «بندها»، حضور دائمی گذشته در زمان حال است. اتفاقات مربوط به سالهای دور، در ظاهر تمام شدهاند، اما در رفتار شخصیتها و روابط خانوادگی همچنان اثر میگذارند.
خانه نیز در این میان اهمیت ویژهای پیدا میکند. وقتی فضای خانه بههم میریزد و وسایل قدیمی پراکنده میشوند، گذشتهای که شخصیتها تلاش کردهاند پنهانش کنند دوباره به سطح میآید. در اینجا اشیا فقط اشیا نیستند؛ آنها حامل خاطرهاند و میتوانند چیزی را به یاد شخصیتها بیاورند که ترجیح میدادند فراموش کنند. به همین دلیل، رمان نشان میدهد فراموشی همیشه به معنای حل شدن یک مسئله نیست. گاهی یک اتفاق تنها از سطح زندگی ناپدید میشود و در لایههای عمیقتر باقی میماند.
خانواده و تأثیر بحران بر فرزندان
«بندها» فقط داستان واندا و آلدُو نیست. فرزندان آنها نیز قربانیان خاموش تصمیمهای والدین هستند. استارنونه با وارد کردن نگاه آنها به داستان، نشان میدهد بحران یک زوج میتواند مرزهای رابطه زن و شوهر را پشت سر بگذارد و به نسل بعد منتقل شود.
فرزندان نه ناظران بیطرف، بلکه بخشی از تاریخ این خانوادهاند. آنها اتفاقات گذشته را به شیوه خودشان به یاد میآورند و برداشتشان از والدین نیز تحت تأثیر همان سالها شکل گرفته است. به این ترتیب، مفهوم خانواده در رمان چیزی پیچیدهتر از کنار هم بودن چند نفر است؛ خانواده مجموعهای از خاطرات، توقعات، دلخوریها و وابستگیهای متقابل است.
حقیقت از نگاه چه کسی؟
یکی از جذابیتهای ساختاری کتاب این است که استارنونه اجازه نمیدهد یک شخصیت مالک مطلق حقیقت باشد. روایتهای مختلف در کنار یکدیگر قرار میگیرند و خواننده باید میان آنها ارتباط برقرار کند.
این شیوه روایت باعث میشود حتی قضاوت درباره شخصیتها نیز دشوارتر شود. آلدُو مسئول انتخابهای خودش است، واندا نیز واکنشهای پیچیدهای به این اتفاقات دارد و فرزندان هم گذشته را از منظر خودشان میبینند. در نتیجه، رمان به جای ارائه یک حکم اخلاقی ساده، مجموعهای از حقیقتهای شخصی را روبهروی خواننده قرار میدهد. «نیویورک تایمز» نیز یکی از ویژگیهای مهم رمان را همین قرار دادن روایتها و حقیقتهای مختلف در کنار یکدیگر دانسته است.
نثر و فضای روانشناختی رمان
«بندها» از نظر حجم کتابی نسبتاً کوتاه است، اما در همین فضای محدود به موضوعات گستردهای میپردازد. منتقدان نیز به فشردگی و ساختار دقیق آن توجه کردهاند. «کیirkus» رمان را اثری درباره ازدواج، وفاداری، صداقت و حقیقت توصیف کرده و بر ظرافت روایت استارنونه تأکید داشته است.
نویسنده به جای تکیه بر اتفاقات بسیار زیاد، انرژی اصلی داستان را صرف روابط و ذهن شخصیتها میکند. بنابراین جذابیت کتاب بیشتر در کشف تدریجی لایههای پنهان یک خانواده است تا در دنبال کردن یک سلسله حوادث پرشتاب.
دومنیکو استارنونه؛ نویسندهای در جستوجوی روابط انسانی
دومنیکو استارنونه نویسنده و روزنامهنگار ایتالیایی است و بخش قابلتوجهی از آثارش به زندگی روزمره، روابط خانوادگی، ازدواج، طبقه اجتماعی و پیچیدگیهای روان انسان توجه دارد. «بندها» از آثار مهم او در عرصه ادبیات معاصر ایتالیاست و انتشار ترجمههای متعدد آن باعث شد مخاطبان بیشتری در خارج از ایتالیا نیز با آثارش آشنا شوند.
نام استارنونه در سالهای گذشته در بحثهای ادبی مرتبط با النا فرانته نیز بسیار مطرح شده است؛ با این حال، «بندها» را میتوان مستقل از این بحثها خواند. منتقدان نیز درباره شباهتها و گفتوگوی ادبی میان آثار استارنونه و فرانته نوشتهاند، اما ارزش رمان بهعنوان اثری مستقل، در پرداختن به خانواده و فروپاشی تدریجی روابط انسانی است.
درباره مترجم و ناشر کتاب «بندها»
ترجمه فارسی «بندها» را امیرمهدی حقیقت انجام داده است؛ مترجمی که نام او با ترجمه آثار داستانی معاصر جهان، بهخصوص ادبیات ایتالیایی و انگلیسی، برای مخاطبان فارسیزبان شناخته شده است. انتخاب زبانی روان و داستانمحور برای انتقال روابط پیچیده شخصیتها در چنین رمانی اهمیت زیادی دارد، زیرا بخش مهمی از تأثیر کتاب از گفتوگوها، نامهها و تفاوت لحن شخصیتها شکل میگیرد.
نشر چشمه نیز این کتاب را در مجموعه ادبیات داستانی خارجی خود منتشر کرده است. نسخه چاپی موجود از این ترجمه، طبق اطلاعات کتابشناختی منتشرشده، ۱۶۸ صفحه دارد و در قطع رقعی و با جلد شومیز منتشر شده است.
چرا باید کتاب «بندها» را بخوانیم و برای چه کسانی مناسب است؟
«بندها» انتخاب مناسبی برای خوانندگانی است که به رمانهای کوتاه اما عمیق درباره خانواده، ازدواج، خاطره و روابط انسانی علاقه دارند. اگر از داستانهایی لذت میبرید که به جای حادثههای فراوان، روی شخصیتها و پیچیدگیهای روانی آنها تمرکز میکنند، این رمان میتواند تجربهای قابلتوجه باشد.
یکی از دلایل مهم خواندن کتاب، ساختار چندصدایی آن است. خواننده ابتدا با یک روایت روبهرو میشود و سپس با تغییر زاویه دید، همان گذشته را از چشم شخصیتهای دیگر میبیند. همین مسئله باعث میشود برداشت اولیه دائماً تغییر کند.
«بندها» همچنین برای مخاطبانی مناسب است که به ادبیات معاصر ایتالیا و رمانهای ترجمهشده علاقه دارند. کتاب در حجمی نسبتاً کم، موضوعاتی مانند وفاداری، خانواده، انتخاب، مسئولیت، عادت، بخشش و اثرات ماندگار گذشته را بررسی میکند. به همین دلیل، با وجود داستان خانوادگی، مسئله اصلی آن فقط یک خانواده خاص نیست؛ بلکه پرسشی عمومی درباره این است که چه چیزهایی انسانها را به یکدیگر پیوند میدهد و چرا گاهی جدا شدن از این پیوندها تا این اندازه دشوار است.
جمعبندی
«بندها» رمانی درباره رابطههایی است که پایانشان به سادگی ممکن نیست. دومنیکو استارنونه در داستان آلدُو، واندا و فرزندانشان، زندگی مشترکی را بررسی میکند که یک بحران جدی را پشت سر گذاشته، اما آثار آن بحران هیچگاه کاملاً از بین نرفته است.
عنوان کتاب، با اشاره همزمان به بند و پیوند، دقیقاً مرکز معنایی اثر را نشان میدهد. خانواده میتواند انسانها را به یکدیگر نزدیک کند، اما همین پیوندها گاهی به مانعی برای رهایی تبدیل میشوند. گذشته نیز مانند بندی نامرئی باقی میماند و حتی پس از گذشت دههها، میتواند دوباره خود را نشان دهد.
ترجمه امیرمهدی حقیقت و انتشار «بندها» توسط نشر چشمه، این رمان مهم از ادبیات معاصر ایتالیا را در اختیار مخاطب فارسیزبان قرار داده است؛ اثری که با حجم نسبتاً کم، درباره عشق، خیانت، خانواده، وفاداری، خاطره و دشواری فراموش کردن حرف میزند و نشان میدهد بعضی بندها را میتوان گسست، اما اثر آنها لزوماً از زندگی انسان پاک نمیشود.