کتاب «در باب بینایی و رنگها» رسالهای فلسفی ـ علمی از آرتور شوپنهاور است که در آن مسئله ادراک بصری و ماهیت رنگها از زاویهای متفاوت با فیزیک صرف بررسی میشود. شوپنهاور در این اثر، برخلاف رویکرد صرفاً تجربیِ نیوتنی، بر نقش ذهن و ساختار ادراک انسان تأکید میکند و میکوشد نشان دهد رنگ نه فقط پدیدهای بیرونی، بلکه حاصل کنش متقابل جهان و دستگاه ادراکی ماست.
این کتاب در امتداد اندیشههای زیباییشناختی و معرفتشناختی شوپنهاور قرار میگیرد و بهویژه از گفتوگوی انتقادی او با نظریه رنگ گوته تأثیر پذیرفته است. نویسنده تلاش میکند با تحلیل چگونگی دیدن، به پرسشی بنیادی پاسخ دهد: آنچه ما «رنگ» مینامیم، چگونه در ذهن شکل میگیرد؟ در نتیجه، اثر حاضر فقط برای علاقهمندان به فلسفه جذاب نیست، بلکه برای خوانندگانی که به روانشناسی ادراک، زیباییشناسی و تاریخ علم علاقه دارند نیز خواندنی است.
ترجمه خشایار اسماعیلی کوشیده است زبان فشرده و مفهومی شوپنهاور را به نثری دقیق و قابلفهم منتقل کند و اصطلاحات فلسفی را با معادلهای سنجیده فارسی ارائه دهد. انتشار این کتاب از سوی نشر نگاه آن را در دسترس مخاطبان جدی فلسفه قرار داده است.
بخشی از متن کتاب
«دیدن، صرفاً دریافت انفعالی نور نیست، بلکه کنشی است که ذهن در آن سهمی اساسی دارد. رنگها نه بهطور کامل در اشیای بیرونیاند و نه بهطور کامل در درون ما؛ بلکه در نقطه تلاقی جهان و آگاهی پدیدار میشوند.»
چرا این کتاب را بخوانیم؟
«در باب بینایی و رنگها» کتابی است برای خوانندگانی که میخواهند فراتر از توضیحهای صرفاً فیزیکی به مسئله رنگ و بینایی نگاه کنند. این اثر نشان میدهد چگونه یک فیلسوف میتواند از پدیدهای بهظاهر ساده مانند رنگ، به پرسشهای عمیق درباره ذهن، شناخت و زیبایی برسد؛ متنی کوتاه اما فشرده که ذهن خواننده را به تفکر فلسفی دعوت میکند.