ترانه های کریس دبرگ
ترانه های کریس دبرگ

ترانه های کریس دبرگ

نشر ثالث
قیمت: ۳۰۰,۰۰۰ ریال

زمانی پادشاهی بود که به انتظار بهار بود​
چون سرزمینش هنوز از برف پوشیده بود
ولی بهار نیامده بود، چون او بدجنس و خسیس بود،
در زمینهایش در زمستان هیچ چیز نمی رویید
و وقتی که یک مسافر برای درخواست کمک به در ِقصر آمد
فقط برای غذا و جایی برای خواب،
پادشاه به برده اش دستور داد او را از آنجا دور کند
دختری با بهار در چشمانش را ...
اوه، او پیوسته می رود
در شب زمستانی، از میان برف و باد وحشی
او پیوسته می تازد
یکی به دختری با بهار در چشمانش کمک کند ...
او در میان شب تاخت تا زمانی که به نور رسید
نور ِخانه ی یک مرد فروتن در میان جنگل
مرد او را به داخل برد، دختر در کنار نور آتش مرد
و مرد او را با ملایمت و به خوبی دفن کرد
اوه صبح بسیار روشن بود، تمام دنیا به سفیدی برف بود
ولی وقتی که مرد به محلی که دختر در آن دفن شده بود رفت
دید که آنجا با گلهایی درخشان شده است که بر روی قبر روییده اند
بر روی قبر ِ دختری با بهار در چشمانش ...
اوه، او پیوسته می رود
در شب زمستانی، از میان برف و باد وحشی
او پیوسته پرواز می کند
او رفته است،‌ دختری با بهار در چشمانش ... ​

مولفین و انتشارات
تمامی نتایج پروفایل‌ها
رویدادها
تمامی نتایج رویدادها
در ویترین
تمامی نتایج ویترین