آخرین رویای فروغ
آخرین رویای فروغ

آخرین رویای فروغ

نشر چشمه
قیمت: ۱۶۰,۰۰۰ ریال

مؤلف: سیامک گلشیری

گفت مرد تعریف می‌کند که یک سال پیش یک روز عصر با پسرش می‌آیند آن‌جا و توی ساحل می‌نشینند؛ شاید همان اطراف، نزدیک جایی که امیر و دوستانش نشسته بودند. آن ‌وقت مرد به سرش می‌زند که با پسرش بروند توی آب. لباس‌های‌شان را درمی‌آورند و می‌زنند به آب. همان‌طور که دست همدیگر را گرفته بودند، چند متری جلو می‌روند. فکر می‌کردند حتا تا چند متر جلوتر هم همان‌طور کم‌عمق است. به‌خاطر همین دست همدیگر را رها می‌کنند و می‌روند جلوتر. همه‌چیز تا چند دقیقه خیلی خوب بوده. تا این‌که یک‌دفعه مرد می‌بیند پسرش نیست. غیب شده بوده. ظرف مدت خیلی کوتاهی ناپدید شده بوده. مرد اول فکر می‌کند پسرش دارد با او بازی می‌کند. اما بعد که می‌بیند هیچ خبری از او نمی‌شود، بلندبلند صدایش می‌کند. چند‌بار می‌رود زیر آب و بعد تا جایی که می‌تواند از ساحل دور می‌شود. تمام آن اطراف را دیوانه‌وار شنا می‌کند، اما دیگر بی‌فایده بوده. آب پسر را با خودش برده بوده. آن‌وقت شروع می‌کند به فریاد زدن.

مولفین و انتشارات
تمامی نتایج پروفایل‌ها
رویدادها
تمامی نتایج رویدادها
در ویترین
تمامی نتایج ویترین